
شنیده ام که
امروز چهارشنبه به مازندران خواهی آمد ، قدمت روی چشم اما بگذار شنیده های دیگرم
را که برخی را هم دیده ام برایت بگویم .
دیروز (سه شنبه)
از منابع موثق شنیده ام که نقاشها از سر و کول ساختمان استانداری بالامی روند و آن
را نو نوار می کنند ، نکند که شما بیایید و مسئولان را برای رنگ و رو رفتگی آن
سرزنش کنید .
دیده ام که در دو
روز گذشته تکاپوی ادامه عملیات یا آغاز عملیاتهای عمرانی جدید در شهرستانهای استان
مازندران سرعت بیشتری یافته و همه مشغول کار شده اند هر چند می دانم همه اینها فقط
تالحظه خروج شما از استان ادامه خواهد داشت .
شنیده ام ،
فرماندار یکی از شهرستانهای ساحلی ، آنقدر استرس گرفته است که این دو روز ، از
حصار محکم اتاقش بیرون آمده و در اتاق انتظار دفترش با مردم ملاقات می کند و
حرفهایشان را می شنود و آنها را می بوسد ! هر چند به عینه دیده ام روزهایی را که
مردم برای دیدن وی ساعتها در همین اتاق نشسته اند و در حالی که فرماندار در حال
صرف غذا بوده است ، رئیس دفتر ایشان به بهانه جلسه ، مردم را دست به سر کرده است .
شنیده ام معاون
یکی از فرمانداران استان گوشی تلفن را به دست گرفته و ملاقات کنندگان با وزیری که
به نمایندگی از شما به آن شهرستان خواهد رفت را ، انتخاب می کند و به بیان دیگر به
افراد خاصی پیشنهاد ملاقات با وزیر را می دهد و آحاد مردم نیازمند و متقاضی ملاقات
با وزیر شما را ، نا امید و دست خالی بازمیگرداند.
باز هم از منبع
موثقی شنیده ام که علی رغم نصب صندوقهای شکایات و درخواستهای دفتر رئیس جمهور ، مسئولان یکی از شهرستانهای استان دستور اکید
داده اند تا کمترین اطلاع رسانی در این خصوص در شهرستان صورت پذیرد تا به قول
خودشان که عینا نقل می کنم : (( گَند موضوع کمتر در آید)) .
این یکی را خودم
دیده ام که بخشداران بخشها و شهرداران شهرها در استان موظف به چاپ بنر و نوشتن
پارچه خوش آمد برای شما شده اند و با دروغی آشکار زیر پارچه ها و بنرها نوشته اند
(( ستاد مردمی استقبال از رئیس جمهور عزیز )) ، محاسبه هزینه کلی با خودتان زیرا
همه این هزینه ها با فاکتورهای دروغین تامین می شود و شما هم نمی توانید مدرکی دال
بر هزینه های مذکور پیدا کنید .
این است که می
گویم بر هواپیمایت بنشین و بیا چون همه چیز آماده است و ملالی نیست جز دوری شما !
دکتر جان ،
شاید مثل گذشته
ما را دشمن خود بدانید و مشایی ها و کردانها و رحیمی ها را بر ما ترجیح دهید اما
خدا می داند که ما از درد دل اینگونه می
نویسیم و هر کجا که لازم است از شما و آرمانهای بلند انقلاب دفاع می کنیم .
پیشنهاد می کنم
از نیروهای شبیه خودتان در ادارات استفاده کنید ، هرچند 4 سال به سرعت گذشت و فقط
درددل برای دوستانتان ماند . اگرچه با وجود رحیمی ها و مشایی ها ما دیگر در دایره
دوستان شما قرار نمی گیریم !
مقالات اجتماعی سیاسی فرهنگی هنری