یکشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 13:46 توسط یوسف راد | 

دیر زمانی است جمعه شبها برنامه ای با عنوان ((هفت)) با موضوع بررسی آثار سینمای ایران از شبکه سوم سیما پخش می شود که حاوی بخشهای گوناگون از جمله حضور زنده کارگردانان و بازیگران عرصه سینمای کشور است و متاسفانه در مسیر پخش برنامه بارها و بارها اتفاقاتی رخ داده است که موجب آزردگی طیف عظیمی از ملت ایران می شود اما انگار ریاست سازمان عریض و طویل صدا و سیما و تهیه کنندگان این برنامه گوششان به هیچ انتقادی بدهکار نیست . حال این موضوع را در کنار اتفاقات چند سال اخیر در کشور بگذاریم و خروجی آن را مشاهده کنیم ، همانگونه که پیشتر تذکر داده بودیم ، نشان می دهد ، تمامی سرمایه مادی و معنوی جبهه دشمن و فتنه انگیزان سبز معطوف به این عرصه و اختصاصا به این برنامه شده است . این اتفاق به این دلیل است که فعالان عرصه سینما از آنجا که خود را مورد حمایت ملت می پندارند و فضای رسانه ملی را نیز همسو با خود می بینند به خیال باطل خویش ، حق دارند تفکرات مبتنی بر ایدئولوژی غربی خود  را به نام مردم و در یک برنامه زنده مطرح نموده و نه تنها دولت و مسئولان سینمایی بلکه مدیریت ارشد نظام را نیز به چالش بکشند . هرچند در خصوص عملکرد مدیران سینمایی کشور به ویژه در دولتهای نهم و دهم حرفهای ناگفته و انتقادات بسیاری برزمین مانده است و از جمله این انتقادات سوق دادن فضای سینمایی کشور به سوی طلبکاری از نظام و ملت است اما اینکه پس از فتنه های سال 88 و رو شدن دست دشمنان خارجی و دنباله های داخلی آنان در ضربه زدن به آرمانهای اصولی انقلاب اسلامی ، فضای بزرگترین رسانه تصویری کشور دوباره در اختیار شوالیه های ناتوی فرهنگی قرار بگیرد و زبان امثال موسوی و کروبی از حلقوم  کارگردانان و بازیگران آن هم در برنامه ای زنده گویا شود ، مساله سئوال برانگیز دیگری است . هر چند طی ماههای اخیر این موضوع که فتنه گران عرصه سینمایی و رسانه ای کشور را به جای عرصه سیاسی برگزیده اند ، بارها و بارها توسط بسیاری از صاحبنظران و از جمله نگارنده تذکر داده شده بود اما متاسفانه مدیریت ضعیف و همسو با خواست قلبی اپوزیسیون خارجی و داخلی و لژ فراماسونری همچنان در رسانه ملی ادامه دارد .

در آخرین برنامه سینمایی (( هفت )) که با حضور داوود نژاد کارگردان سینما و به صورت زنده به روی آنتن رفت ، علی رغم آنکه بینندگان انتظار داشتند این برنامه به بررسی آخرین ساخته داوود نژاد ((مرهم)) بپردازد ، در نهایت منجر به آن شد که سخت به ورطه باطل گویی و حمایت علنی از کارگردانان  جریان فتنه و ضد انقلاب افتاد  و بحث غیرکارشناسی حذف سانسور به بهانه آزاد نبودن فضای سینمایی کشور برای ساخت موضوعات دلخواه نیز به راحتی بیان شد  و  منتقد حاضر در برنامه مسعود فراستی نیز که از نیروهای متعهد به انقلاب و نظام است با سکوت و گاها همراهی خویش با داوود نژاد ، جو تاثر انگیزی را به وجود آورد . سخنان داوود نژاد به قدری دیکته شده می نمود که او در پایان در برابر تک جمله مسعود فراستی درخصوص سانسور مجبور به عقب نشینی تاکتیکی شد و بار دیگر جملات اولیه خود را تکرار کرد . داوود نژاد با بیان اینکه بعنوان کارگردان ناراحت است از اینکه همکار او جعفر پناهی به زندان افتاد و آزادی عمل در سینما زیر سئوال رفته است ، بیان کرد سینماگران بین المللی همچون نام برده باید آزاد باشند و برای سینمای کشور در سطح بین المللی اعتبار کسب کنند . این درحالی است که اکثر ساخته های جفر پناهی به صورت غیرقانونی و زیرزمینی در کشور تولید می شود و اکثرا نمایانگر عقب ماندگی ملت ایران و فقر و نداری ملت است . به همین علت او را به همراه عباس کیارستمی می توان بعنوان پیشگامان سینمای فقر ملت ایران در جشنواره های بین المللی دانست . از سوی دیگر جعفر پناهی در آخرین اقدام ضد انقلابی خویش سعی داشت ادعای واهی مهدی کروبی رقیب آرای باطله مبنی بر تجاوز به زندانیان در زندانهای ایران را در زیرزمین خانه اش به فیلم برگرداند که لو رفت و به زندان افتاد . آیا اکنون مشکل سینمای ایران چنین افراد بی غیرت و لاابالی هستند تا به عرصه سینما برگردند و باز هم اتهام افکنی به نظام را مستند سازی کنند . به نظر نگارنده برای اصلاح سیستم رسانه ای و سینمایی کشور همچون انقلاب فرهنگی یک انقلاب رسانه ای لازم است در غیر اینصورت وجود افکار مسموم ، ضد انقلابی و مبتنی بر ابتذال در سینما و رسانه ، آینده مبهمی را مجسم می کند . 

موضوع دیگر پیرامون مسئله سانسور در سینمای ایران است . آیا به راستی مشکل اکنون سینمای ایران موضوع سانسور است ؟ آیا به غیر از صحنه های جنسی چیز دیگری مانده است که کارگردانان سینمای ایران از آن در فیلمهایشان استفاده نکرده یاشند ؟ نکند منظور از برچیدن سانسور علنی شدن ارتباطات نامشروع و بی شمار بازیگران و کارگردانان و عوامل این عرصه بر پرده سینماهاست ؟... و سئوال دیگر اینکه آیا در کشور های دنیا فضا کاملا برای کارگردانان و نویسندگان گشوده است ؟ بد نیست چنین افراد ناآگاه و بی اطلاع نظری به کشور های غربی بیاندازند تا از عمق سانسور در آنها مطلع شوند . برای مثال آیا در کشور های غربی می توان یک سئوال درخصوص هلوکاست مطرح کرد ؟ چه برسد به آنکه در نقد آن فیلمی ساخته شود! آیا در آن کشور ها می توان از پیشرفت ملت ایران حرفی زد ؟ آیا می توان از ملت های تحت ستم قدرتهای استکباری همچون افغانستان ، عراق ، فلسطین ، یمن ، لیبی و ... حرفی به میان آورد ؟ آیا میتوان در خصوص ماهیت وجود رژیم کودک کش و خون ریز و وحشی صهیونیستی فیلم  و یا نظری را اعلام کرد ؟ و هزاران سئوال دیگر .

مطلبی که حیف است به آن نیز اشاره ای نکنیم ، اینکه داوود نژاد در سخنانش بارها به این امر اشاره کرد که باید اجازه داده شود تا سینما به حرف دل مردم نزدیک شود و حرف آنان را بزند ، حال باید تشریح شود مردم همان تعداد اندک تماشاگران فیلم داوود نژاد اند یا همانهایی  چند ماه سرمایه و وقت ملت ایران را تلف کردند و با پشتیبانی آمریکا و اسرائیل و اتحاد منافقین و همجنس بازان و بهائیان و ضدانقلاب خیابانهای تهران را به آتش کشیدند و به نتیجه ای هم نرسیدند و سر آخر با حضور میلیونی ملت به سوراخ موش پناه بردند . احتمالا منظور کارگردان فیلم مرهم از مردم آنهایی نیستند که به دیدن اخراجیهای 3 رفته اند والا تماشاکران اندک فیلم خود را جای ملت جا نمی زد .     

در پایان به نظر نگارنده وقت آن رسیده است از سویی این نوع کارگردانان به فطرت خویش بازگردند و با تجدید نظر در خوی ابتذال خواهی خویش ، راه خود را از خواسته های دولتهای استکباری و معاند با نظام اسلامی و انقلاب ملت ایران ، جدا کنند و از سوی دیگر مسئولان سینمایی و رسانه ای کشور نیز این عرصه بزرگ را از وجود افراد منحرف و فتنه گر پاک نمایند در غیر اینصورت باید منتظر تسویه حساب ملت با خود باشند .      

 

پنجشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 1:4 توسط یوسف راد | 


دیروز خبری بین حزب الله رد و بدل شد مبنی براینکه رئیس جمهور پس از 11 روز غیبت وقتی برای اولین بار بعد از حکم حکومتی مقام معظم رهبری آقای مصلحی وزیر محترم اطلاعات را در جلسه هیئت دولت دید از ورود به جلسه خودداری کرد و وقتی آقای مصلحی متوجه این امر شد خود از حضور در جلسه منصرف شد و از آنجا خارج شد و پس از این امر آقای احمدی نژاد وارد جلسه شد و جلسه آغاز شد . نمی دانم صحت این خبر تا چه اندازه است هر چند در تصاویر رسانه ملی از جلسه دیروز هیئت دولت هم آقای مصلحی دیده نمی شد اما مثل اینکه آقای رئیس جمهور هنوز حساب کار دستش نیامده است و گویی به خیال خود حزب الله بخاطر گوهر وجود ایشان آراء خود را به پایش ریخته اند ، زهی خیال باطل . متاسفانه تاکنون نصیحت هیچیک از دوستان و حتی خانواده ایشان هم موثر واقع نشده است  و وی به تاخت از ولایت دور می شود و بر زبان لق لقه ی تبعیت از ولایت فقیه دارد . گویی همه عالم و آدم مشایی و امثال مشایی را نمی شناسند و وی در وجود این نوکر بی چون و چرای قدرتهای خارجی ، گوهری ناب می بیند و همه صلحای امت اسلام و دلسوزان و طرفداران واقعی خود را به یک عشوه مشایی می فروشد . حال برخلاف میل باطنی خویش باید به زبان دیگری با این فرد سخن گفت . اول اینکه مقام معظم رهبری تاکنون به صراحت نظرات خود را در خصوص مسائل داخلی و خارجی بیان داشته اند و کرارا به همگان توصیه کرده اند که فقط با توجه به آنچه ایشان رسما اعلام می کنند موضع گیری نمایند و به شایعات توجه نکنند از این رو سئوالاتی که در ذهن اکثر علاقمندان به احمدی نژاد بی پاسخ مانده است ذیلا می آید امید است که وی تا دیر نشده از .... پیاده شود و پاسخ این سئوالات را در وجدان خودش جستجو کند باشد که از جادوی مشایی خارج شده و آغوش امن ملت و رهبری باز گردد :

1-      هنوز پس از گذشت مدتی طولانی ، امت حزب الله پاسخ این سئوال را دریافت نکرده است که چرا با وجود دستور کتبی ولایت مطلقه فقیه مبنی بر ملغی شدن حکم معاون اولی اسفندیار ، رئیس جمهور هشت روز هیچ اقدامی نکرده است و متاسفانه پس از انصراف اسفندیار از پذیرفتن این سمت ، با بی احترامی نامه ای تنظمی کرده و فقط برمیبنا قانون فلان و فلان انصراف سرکرده جریان نفوذی را به استحضار رهبری معظم رسانده است ؟

2-      چرا دولت دهم و نهم که داعیه حرکت بر پایه اصول اساسی اسلام و انقلاب را دارد اینگونه با رویکرد بی بندو باری فرهنگی خو گرفته است به گونه ای که اکنون جامعه از ناهنجارهایی همچون بدحجابی به شدت رنج می برد و امور فرهنگی و سینمایی به ابتذال کشیده شده است و واقعیت اختصاص بودجه های فرهنگی در سفرهای استانی چیست ؟ آیا این بودجه ها برای فرهنگ ملت خرج می شود . که متاسفانه باید گفت شواهد این موضوع را کاملا رد می کند .

3-      رئیس جمهور پس از حکم حکومتی رهبر انقلاب ، 11 روز به حالت قهر صحنه سیاسی کشور را ترک کرد و کنج عزلت گزید و زبان جونفکر را برای خود برگزید و هیچ نگفت اما با کمال تعجب پس آنهمه رایزنی و... پس از 11 روز با استقبال رسمی و تشریفات بی معنی به ریاست جمهوری قدم گذاشت  و در سخنانی بی رمق و بی تاثیر دم از پیروی از ولایت فقیه زد و از دشمنی با اسرائیل گفت بدون آنکه به اشتباه خویش در قهر با رهبر و ملت اعتراف کند و عذر بخواهد . این رفتار رئیس جمهور قابل پیش بینی بود زیرا اگر اکنون صحنه سیاسی کشور را ترک می کرد اسفندیار و  جریان نفوذی منحرف هیچ شانسی برای انتخابات مجلس و ... نداشتند و با توجه به هزینه ای که از جیب بیت المال صرف کرده بودند نمی توانستند بهره برداری لازم از این جریان را بکنند و این موضوع عاملی شد تا احمدی نژاد را به هیئت دولت بکشانند . اما این سخن و نارضایتی را باید به گوش رئیس جمهوری که با توجه به حمایتهای رهبری از سخنان و مواضعش مورد حمایت ملت قرار گرفته است رساند و آن اینکه رهبر معظم انقلاب پس از مشخص شدن نتیجه انتخابات ، انتخاب ملت را تنفیذ می کند  اما در حکم حکومتی تشخیص خود را امر و ابلاغ می کند بنابراین اکنون ما حکم حکومتی را از تنفیذ رای خود به شما بیشتر قبول داریم و اگر همین حالا جنابعالی و مصلحی کاندیدای انتخابات شوید بدون تردید امت حزب الله ، مصلحی را برمیگزیند . پس همین مقدار آبرو و اعتباری را که از برکت وجود مقام عظمای ولایت دارید حفظ کنید و مشایی و دار و دسته اش را از کنارتان برانید و بدانید  تاریخ ثابت کرده است کسانی همچون آیت الله مصباح ، آیت الله صدیقی ، آیت الله علم الهدی و دیگر بزرگان در راه انقلاب ثابت قدم بوده اند و پیرو راه ولایت هستند و اگر اظهار نظری می کنند برخواسته از روح اسلام و اعتقادات ملت ایران است نه مکتب ایرانی . مطمئنا اگر نیاز باشد ملت مثل همیشه کار را تمام خواهد کرد .   

یکشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 13:25 توسط یوسف راد | 

از کودکی این جمله را همه مان به یادگار داریم . پس از نمازها و عبادتهایمان . در پایان راهپیمایی ها و تجمع هایمان . که خدایا ظهور حجتت را نزدیک تر بفرما . به بیان دیگر همین جمله ای که این روزها به کرات متن عربی اش روح بخش محافل و مجالسمان و خلوت و جلوت مان شده است (( اللهم عجل لولیک الفرج )) . به راستی آیا آرزوی همه ما نبود که تحقق وعده های الهی را به وضوح ببینیم و خاک پای یاران خاص حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه) باشیم ، جان نثاری کنیم و شهادت را در آغوش کشیم ؟ بی تردید وعده های الهی تخلف ناپذیر است و صدق آن بر احوال کنونی جهان نیز نکته ایست که از نگاه تیزبین علما و بصیرتمندان دور نمانده است . رخدادهای اخیر در خاورمیانه که مطئنا در آینده ای نزدیک جوامع غربی را نیز بیش از این به  چالشی بزرگ خواهد کشید ، همان وعده ای است که خداوند آن را به مستضفان عالم هدیه داده است و زمینه ایست برای حضور حجت حق و آخرین باقی مانده از صلاله انبیاء و اولیاء الهی ، و آغاز حکومت صالحان بر عالم . اکنون در عصر آخرالزمان ، به مصداق روایت حضرت صاحب الامر (عج) که میفرمایند : (( در زمان غیبت به فقیهان امت مراجعه کنید)) ، ایران اسلامی تحت زعامت فقیهان و عالمان ، در مسیر بدل شدن به یک قدرت جهانی قرار گرفته است که این مهم بدون اذن و یاری حضرت حق و حضور ملت بزرگ ایران و رهبری قدرتمندانه و عالمانه مقام معظم رهبری امکان پذیر نبوده و نخواهد بود .

به یاد بیاوریم روزهایی را که کشورهای استکباری ، با بهانه تراشیهای بی وقفه و بی دلیل خویش ، تلاش فراوانی کردند تا ملت ایران را به چالش بکشند . روزهایی را که رهبر معظم انقلاب با هدایتهای خویش ، ملت را به ابعاد گسترده نقشه های شوم استکبار و فتنه گران آشنا کردند . تا آنکه تمامی فتنه انگیزیها و شرارتهای آنان به یکباره برسر خود آنها فرو ریخت و بیداری جهان اسلام را منجر شد . بی شک با این توصیف نقش محوری جمهوری اسلامی در طراحی آینده جهان اسلام نباید مورد بی مهری قرار گیرد و نباید گذاشت اندک تحلیل گران نفوذ کرده در دل جبهه اسلام این حرکات را به آمریکا و حامیانش نسب دهند و به این بهانه اتفاقاتی ا رقم بزنند که موجب کدورت ملت ایران و استفاده دشمنان قسم خورده آنان را فراهم آورد . کما اینکه شادی حامیان حکومت های مستبد منطقه را از اظهارات و مواضع برخی مسئولان می توان به چشم دید .

به راستی حفظ انقلاب از خود آن مهم تر است زیرا در مسیر حرکت نظام اسلامی، طوفانها و فتنه هایی بروز می کند که به دلیل عدم آگاهی نسبت به آن ، بیشترین بهره برداری توسط دشمنان نظام از آن می شود و تنها مرجعی که توانسته است جلوی انحراف انقلاب را در این 32 سال بگیرد، جایگاه الهی ولایت فقیه در سیستم حکومتی ایران است . فلذا هیچ دلیلی نمی تواند مجوز عدم تبعیت از توصیه ها و رهنمودهای مقام عظمای ولایت را صادر کند زیرا از اصول انتظار حضرت حجت (عج) طی مسیر در صراط ولایت و رهبری است .

با نگاشته های پیشین ، برای نگارنده جای سئوال است چرا کسانی که روزی بعنوان مرد نبرد جبهه اسلام و با تبعیت از ولایت مطلقه فقیه پا به عرصه خدمت به ملت بزرگ ایران نهاده اند ، اکنون به دلایل ناصحیح و مردود کنج عزلت می گزینند و برخی اخبار محرمانه در سطح وسیعی در جامعه منتشر می شود  که مایه سرخوردگی و ناراحتی آحاد ملت گردد . به راستی آیا آروزی چند ده ساله زندگی مان را فراموش کرده ایم . اللهم عجل لولیک الفرج

مطلب دیگر آغاز اصلاحات بزرگ اقتصادی در کشور است که به برکت روح انقلابی دولتهای نهم و دهم ، جامه اجرایی بر تن گرفته و آرام آرام می رود تا به سالها بی عدالتی و بی نظمی در امور اقتصادی کشور پایان دهد . همچنان که مقام معظم رهبری در ابتدای سال 90 ، رویکرد عمومی را به جهاد اقتصادی معطوف کردند و خواستار جهش اقتصادی کشور شدند . با شواهد موجود دشمنان و فتنه گران نیز تمامی برنامه ریزیهای خود را بر مبنای ایجاد مشکلات اقتصادی در کشور و بهره برداری از تبعات آن ژایه ریزی کرده اند . از این رو جا دارد همه مسئولان و آحاد ملت به توطئه های دشمنان نظام آگاه باشند و در شرایط حساس کنونی ، سنگ بنای برخی اختلافات بی دلیل را نگذارند .

در پایان یادآوری این نکته نیز ضروری به نظر می رسد کما اینکه اکثر ملت بصیر ایران به این امر واقف و آگاهند که متاسفانه برخی افراد بی تدبیر و کم سواد با بهره گیری از انواع روشها، حول ریاست محترم جمهوری را گرفته اند و با ابراز عقاید مخدوش و انحرافی خویش و دست بردن در احکام و خالی کردن پای مسئولان خدوم و انقلابی و هزاران شیطنت دیگر ، سعی در اجرای توطئه آمریکایی صهیونیستی برای به زمین زدن شخص محبوب دکتر احمدی نژاد و در نهایت کاهش محبوبیت مقام عظمای ولایت دارند که مطمئنا در این مسیر موفق نخواهند بود اما شایسته است ریاست محترم جمهوری به خواسته اکثریت طرفداران خویش احترام بگذارد و افراد منحرف و معلوم الحال را از خود براند تا به فرموده مقام معظم رهبری موجب دلخوردی طرفدارانش و بخصوص شخص رهبری نگردد .

 

مشخصات
سیرت صبح مقالات اجتماعی سیاسی فرهنگی هنری
پیوندها
پیوندهای روزانه