
پیرو سخنرانی مصطفی ملکیان و انتشار آن در سایت روزنامه
کارگزاران با عنوان ((روشنفکر برجسته ایرانی!)) مطالبی چند به ذهنم رسید که ذیلا
می آید :
وی در ابتدا با کلی آسمان ریسمان بافتن و خود را به در و
دیوار اخلاق کوبیدن و مباحث مبهم و کلی پیرامون آزادی و استدلالهای متناقض و غیر
واقع ، سعی کرده است دیدگاه خویش را واقع گرایانه و صحیح جلوه داده و اصلی ترین
ضرر اخلاقی عدم حضور یا رای نیاوردن خاتمی را ضربه خوردن آزادی مطرح نماید . وی در
بخشی از افاضاتش می گوید : ((اصلا اخلاقی زیستن فقط در آزادانه زیستن معنا دارد. یعنی اگر من آزاد
نباشم، حتی اگر بهترین و درستترین كار جان را انجام دهم، بازهم به لحاظ اخلاقی
ارزش مثبتی بر كار من مترتب نیست. كما اینكه وقتی آزاد نباشم، اگر بدترین و
نادرستترین كار عالم را هم انجام دهم، به لحاظ اخلاقی مذمتی بر من نیست ، ... )) اخلاق از دیدگاه مصطفی
ملکیان وابسته به آزادی است و به زبان ساده تر و به دور از متون ملاصدرایی وی ،
اگر کسی آزای نداشت ، کارهای درستش قابل قبول نیست و از سوی دیگر می تواند غیر اخلاقی زندگی کند و بدترین
کارهایش هم از نظر اخلاقی قابل سرزنش نیست . باید گفت ابتدا ایشان مرحمت فرمایند و
تکلیف مخاطبان ( غیر از کسانی که وی را تقدیس
می کنند و کمتر از مباحث چالشی در برابرش استفاده می کنند ) را مشخص کنند .، زیرا
ابتدا باید دانست منظور از اخلاق در بحث او کدام اخلاق است ؟! اخلاق اسلامی که
مبتنی بر دین و معنویت و آیات و روایات و سیره معصومین است و یا اخلاقی که ساخته و
پرداخته مباحث فلسفی و عرفانهای نوظهور است ؟ در ثانی مخاطب باید بداند منظور از
آزادی از دیدگاه ملکیان چیست ؟ آزادی میلیونها معنی را در خود جای داده است و کلی
گویی وی در این خصوص تداعی دوران اصلاحات را می کند که دولتمردان و احزاب سیاسی چپ
با همین شعار زیبا تمامی امور خلاف را برای خویش مجاز و برای دیگران ناصحیح جلوه می داده اند . ثالثا باید مخاطب
را به این موضوع آگاه کرد که چگونه و از کدام منظر و منطق چنین نتیجه گیری شده است
که در صورت نبود آزادی هر کار صحیح ارزش مثبتی محسوب نمی شود و هر کار زشتی را نمی
توان تقبیح کرد؟
با
چنین مباحث مبهم و کلی نمی توان آزادای را قربانی کرد و با گل آلود کردن رود
خروشان اخلاق اسلامی، به صید ماهی مطلوب خویش پرداخت .
وی
در بخش دیگری می گوید : ((من گمان میكنم كه انتخاب مجدد
رئیس دولت نهم كه با نیامدن خاتمی بسیار محتمل میشود، بزرگترین لطمهاش به
اخلاقی زیستن این است كه اصلا زمینه و بافت اخلاقی زیستن را از میان میبرد. ))
جالب
است که به اعتراف دوست و دشمن دوران حکومت دولت هفتم و هشتم دوران نزول ارزشهای
اخلاقی و رواج فحشاء به نام آزادی است . استدلال من همین تکاپویی است که
اکنون از سوی افراد و جمعیتهای مختلف با پیشینه های سوء و فاسد برای حضور مجدد
خاتمی در انتخابات صورت می پذیرد . اگر اهل مطالعه و پیگیری اخبار باشیم روزانه
خبرهای فراوانی از نقاط مختلف دنیا مخابره می شود که حاکی از حمایت برخی معاندان و
حتی دشمنان سالیان دور ملت ایران از حضور خاتمی در انتخابات دارد . راستی سئوال
این است واقعا با نیامدن خاتمی زمینه و بافت اخلاقی زیستن از میان میرود یا با
آمدنش ؟ جا دارد فیلسوف نمایانی همچون ملکیان اگر علی (علیه السلام) را به عدالت می پذیرند خود نیز در امور خویش عدالت
را پیشه کنند زیرا هر انسان در برابر کلمه به کلمه که از زبانش خارج می شود می
بایست پاسخگوی پیشگاه عدل الهی باشد . شاید اینجا پیشنهاد برادرانه ای لازم باشد و
آن اینکه بهتر است از تخیلات فاصله بگیریم و همچون دنیای غرب که خودتان بیشتر آن
را قبول دارید به آمارها و گزارشات مبثوت و غیر قابل انکار و اعترافات دوست و دشمن
در قبال دولت اصلاحات و دولت نهم مراجعه فرمایید ، دولتهایی که مقایسه آنها
در این مجال نمی گنجد و مصداقهای فراوانی
را می توان در ارجحیت دولت نهم بر دولتهای پیش از آن ذکر کرد . هر چند انتقاد
عادلانه به دولت نهم نیز لازم و موجب تعالی آن خواهد شد ، اما سخن ناصحیح و بدون
پشتوانه کارشناسی را هر انسان عادلی تشخیص خواهد داد .
هر چند این اظهارات سبک سرانه و ماورای مناسبات سیاسی و
اجتماعی از حامیان اصلاحات دور از ذهن نیست و دهها صفحه مطلب پیرامون سخنان آنان
می توان نگاشت اما به همین مقدار بسنده می کنم و قضاوت در خصوص ادامه حرفهای گفته
شده این استاد! فلسفه را به خوانندگان می سپارم .
مقالات اجتماعی سیاسی فرهنگی هنری