تبليغاتX
سیرت صبح

سیرت صبح

ای شهید ای تو که بر کرانه ابدی و ازلی وجود تکیه زده ای ...



با انتشار خبری در خصوص سوء استفاده صهیونیستها از درمان یک دختر ایرانی که در خبر گزاریها انعکاس یافته، اگر از منظری دیگر بنگریم ، آنها حق دارند به این اقدام خود ببالند زیرا ، پزشکان صهیونیست درست فهمیده اند که درمان واقعی در طب ایرانی و طب اسلامی نهفته است و با اطلاعات قطعی که دارم و مدارک آن موجود است ، آنها به هر قیمت ممکن هر کتاب خطی پزشکی از طب بوعلی گرفته تا طب امامان و دانشمندان و بزرگان مسلمان و بخصوص ایرانیان را خریداری می کنند و از آنها برای معالجات استفاده می کنند در حالی که پزشکان ایرانی به چند آمپول و قرص که جز بیماری بیشتر چیزی به بدن وارد نمی کنند ، دل خوش کرده اند . آری امروز اسرائیل مرکز پزشکی دنیاست زیرا ما ایرانیان اعتمادمان به دین و طب سنتی خود را از دست داده ایم و متاسفانه مسئولان هم از حمایت این طب برتر سر باز می زنند. شاید طولانی شود اما چند سئوال از شما می پرسم و برای مبادله اطلاعات حاضر هستم.
1-    آیا در طب جدید برای انواع سرطانها درمان قطعی وجود دارد ؟ مطمئنا جوابتان خیر است اما آیا می دانید برای اکثر سرطانها به یاری خداوند متعال در طب سنتی درمان وجود دارد ؟ فیلمهای در مانی این بیماریها هم اکنون موجود است .
2-    سئوال دیگر ، آیا برای درمان بیماریهای قلبی ، از انواع گرفتگی های رگها گرفته تا بهم خوردگی دریچه و مشکلات جداره های قلبی و تمامی بیماریهای مرتبط باقلب درمان کم هزینه و بدون جراحی و نقص عضو وجود دارد ؟ با مدارک معتبر می گویم در طب جدید چنین امکانی نیست اما طبسنتی و ایرانی این بیماریها را به برکت عنایات خداوند متعال درمان می کند .
3-    آیا برای بیماریهای قندی و عروق درمان قطعی و بدون عوارض در طب جدید وجود دارد ؟ خیر اما در طب سنتی درمان قطعی برای آنها وجود دارد باز هم تاکید می کنم فیلمها و مدارک این گونه درمانها هم اکنون نز ما وجود دارد .
4-    آیا برای بیماری مرگ آفرین ایدز تاکنون درمان قطعی یافت شده است ؟ خیر اما طب سنتی در چندین قرن پیش درمان چندین نوع بیماری ایدز را یافته است و این بیماری را درمان کرده است .
5-    آیا راهی برای جلوگیری از سکته های مغزی و قلبی در طب جدید وجود دارد ؟ خیر اما با هزینه بسیار ناچیز می توان از انواع سکته ها با استفاده از طب سنتی جلوگیری کرد .
6-    آیا در طب جدید ((روح)) در ایجاد بیماریها نقشی ایفا می کند ؟ خیر زیرا تصمیم گیری در این طب فقط از روی آزمایشات و مدارک فیزیکی است اما اصلی ترین عامل در طب سنتی روح محسوب می شود و با سلامت آن بدن سالم می ماند .
7-    آیا برای بیماریهای مفصلی و استخوانی که بسیاری لحظه لحظه در عذاب آن به سر میبرند تاکنون درمان قطعی در طب جدید یافت شده است ؟ خیر . اما طب سنتی برای هرنوع از این بیماریها درمان قطعی دارد به گونه ای که حتی برای تولید مفصل بین استخوانها با داروهای ماساژی نیز این طب کاربرد دارد .
8-    خلاصه مطلب آیا طب جدید می تواند بدون صدمه به اعضای مختلف ، عضوی را شفا بخشد ؟ (لازم به توضیح است که هر داروی طب جدید با اثر گذاری مثبت بر عضو بیمار، بر بسیاری از اعضای بدن تاثیرات منفی جبران ناپذیری دارد) . خیر . اما طب سنتی بدون ذره ای خدشه و اثر منفی بر اعضای بدن می تواند انواع بیماریهای لاعلاج را درمان نماید .
حال با توصیفاتی که آمد صهیونیستها حق ندارند به پزشکی خویش ببالند البته همان علمی که همه اش مختص ما مسلمانان و ایرانیهاست . آنها با تکاپوی فراوان در ایران مشغول تهیه کتابهای خطی و پزشکی سنتی هستند و مسئولان و پزشکان ایرانی مشغول تخریب طب اصیل و مظلوم خود . آیا تاکنون برایتان این سئوال پیش نیامده است که چرا در دانشگاههای آمریکا کتاب قانون ابوعلی سینا در رشته پزشکی تدریس می شود و ما فقط تاریخ تولد و زندگی و مرگ بوعلی را در درسهای راهنمایی می خوانیم و دیگر هیچ ؟ آیا می دانید چند نفر از پزشکان متخصص در طب سنتی در ایران به دست عوامل مشکوک به قتل رسیده اند ؟ آیا می دانید صهیونیستها پزشکان طب سنتی را در استانهای مختلف شناسایی کرده و مطب آنان را مورد سرقت اطلاعاتی و دارویی قرار داده اند و آنان را در صورت ادامه فعالیت در این طب تهدید به مرگ می کنند؟ آیا می دانید ...
اگر این ها را نوشته ام از این روست که خود با استفاده از این طب از سر دردهای چندساله راحت شده ام و بیماری ای که با مراجعه به پزشکان متخصص و ام آر آی و آزمایشات مختلف در طب جدید تشخیص داده نشده بود بدون هیچ آزمایش و مشکلی تنها با یک اقدام کوچک در طب سنتی درمان شده است . کاش ما ایرانیان قدر تاریخ و دستاوردهای مردان بزرگی چون بوعلی سینا را می دانستیم و اینگونه در عقب گرد به سوی سقوط تعجیل نمی کردیم .     
+ نوشته شده در  ساعت   توسط یوسف راد  | 


پیرو سخنرانی مصطفی ملکیان و انتشار آن در سایت روزنامه کارگزاران با عنوان ((روشنفکر برجسته ایرانی!)) مطالبی چند به ذهنم رسید که ذیلا می آید :

وی در ابتدا با کلی آسمان ریسمان بافتن و خود را به در و دیوار اخلاق کوبیدن و مباحث مبهم و کلی پیرامون آزادی و استدلالهای متناقض و غیر واقع ، سعی کرده است دیدگاه خویش را واقع گرایانه و صحیح جلوه داده و اصلی ترین ضرر اخلاقی عدم حضور یا رای نیاوردن خاتمی را ضربه خوردن آزادی مطرح نماید . وی در بخشی از افاضاتش می گوید : ((اصلا اخلاقی زیستن فقط در آزادانه زیستن معنا دارد. یعنی اگر من آزاد نباشم، حتی اگر بهترین و درست‌ترین كار جان را انجام دهم، بازهم به لحاظ اخلاقی ارزش مثبتی بر كار من مترتب نیست. كما اینكه وقتی آزاد نباشم،‌ اگر بدترین و نادرست‌ترین كار عالم را هم انجام دهم، به لحاظ اخلاقی مذمتی بر من نیست ، ... )) اخلاق از دیدگاه مصطفی ملکیان وابسته به آزادی است و به زبان ساده تر و به دور از متون ملاصدرایی وی ، اگر کسی آزای نداشت ، کارهای درستش قابل قبول نیست و از سوی دیگر می تواند غیر اخلاقی زندگی کند و بدترین کارهایش هم از نظر اخلاقی قابل سرزنش نیست . باید گفت ابتدا ایشان مرحمت فرمایند و تکلیف مخاطبان ( غیر از کسانی که وی را تقدیس می کنند و کمتر از مباحث چالشی در برابرش استفاده می کنند ) را مشخص کنند .، زیرا ابتدا باید دانست منظور از اخلاق در بحث او کدام اخلاق است ؟! اخلاق اسلامی که مبتنی بر دین و معنویت و آیات و روایات و سیره معصومین است و یا اخلاقی که ساخته و پرداخته مباحث فلسفی و عرفانهای نوظهور است ؟ در ثانی مخاطب باید بداند منظور از آزادی از دیدگاه ملکیان چیست ؟ آزادی میلیونها معنی را در خود جای داده است و کلی گویی وی در این خصوص تداعی دوران اصلاحات را می کند که دولتمردان و احزاب سیاسی چپ با همین شعار زیبا تمامی امور خلاف را برای خویش مجاز و برای دیگران ناصحیح جلوه می داده اند . ثالثا باید مخاطب را به این موضوع آگاه کرد که چگونه و از کدام منظر و منطق چنین نتیجه گیری شده است که در صورت نبود آزادی هر کار صحیح ارزش مثبتی محسوب نمی شود و هر کار زشتی را نمی توان تقبیح کرد؟

با چنین مباحث مبهم و کلی نمی توان آزادای را قربانی کرد و با گل آلود کردن رود خروشان اخلاق اسلامی، به صید ماهی مطلوب خویش پرداخت .

وی در بخش دیگری می گوید : ((من گمان می‌كنم كه انتخاب مجدد رئیس دولت نهم كه با نیامدن خاتمی بسیار محتمل می‌شود، بزرگ‌ترین لطمه‌اش به اخلاقی زیستن این است كه اصلا زمینه و بافت اخلاقی زیستن را از میان می‌برد. ))  

جالب است که به اعتراف دوست و دشمن دوران حکومت دولت هفتم و هشتم دوران نزول ارزشهای اخلاقی و رواج فحشاء به نام آزادی است . استدلال من همین تکاپویی است که اکنون از سوی افراد و جمعیتهای مختلف با پیشینه های سوء و فاسد برای حضور مجدد خاتمی در انتخابات صورت می پذیرد . اگر اهل مطالعه و پیگیری اخبار باشیم روزانه خبرهای فراوانی از نقاط مختلف دنیا مخابره می شود که حاکی از حمایت برخی معاندان و حتی دشمنان سالیان دور ملت ایران از حضور خاتمی در انتخابات دارد . راستی سئوال این است واقعا با نیامدن خاتمی زمینه و بافت اخلاقی زیستن از میان میرود یا با آمدنش ؟ جا دارد فیلسوف نمایانی همچون ملکیان اگر علی (علیه السلام) را به عدالت می پذیرند خود نیز در امور خویش عدالت را پیشه کنند زیرا هر انسان در برابر کلمه به کلمه که از زبانش خارج می شود می بایست پاسخگوی پیشگاه عدل الهی باشد . شاید اینجا پیشنهاد برادرانه ای لازم باشد و آن اینکه بهتر است از تخیلات فاصله بگیریم و همچون دنیای غرب که خودتان بیشتر آن را قبول دارید به آمارها و گزارشات مبثوت و غیر قابل انکار و اعترافات دوست و دشمن در قبال دولت اصلاحات و دولت نهم مراجعه فرمایید ، دولتهایی که مقایسه آنها در این مجال نمی گنجد و مصداقهای فراوانی را می توان در ارجحیت دولت نهم بر دولتهای پیش از آن ذکر کرد . هر چند انتقاد عادلانه به دولت نهم نیز لازم و موجب تعالی آن خواهد شد ، اما سخن ناصحیح و بدون پشتوانه کارشناسی را هر انسان عادلی تشخیص خواهد داد .

هر چند این اظهارات سبک سرانه و ماورای مناسبات سیاسی و اجتماعی از حامیان اصلاحات دور از ذهن نیست و دهها صفحه مطلب پیرامون سخنان آنان می توان نگاشت اما به همین مقدار بسنده می کنم و قضاوت در خصوص ادامه حرفهای گفته شده این استاد! فلسفه را به خوانندگان می سپارم .    

+ نوشته شده در  ساعت   توسط یوسف راد  |