
در خبرها آمده بود بازیگر معروفی بنام محمدرضا.ش ، با استفاده از موقعیت و مقبولیت خود در میان جامعه هنری با هدایت یک باند مافیایی به بهانه ورود دختران و زنان به عرصه سینما و تلویزیون به سوء استفاده مالی و جنسی از آنان می پردازد. هرچند این خبر تکاندهنده و غم انگیز در فضای مسموم خبری سایتها و وبلاگها و روزنامه ها مسکوت ماند و پایمال شد اما بر هر مسلمان و هر ایرانی مقید به اهداف والای اسلام و انقلاب واجب می نماید که با هر ابزار در دسترس به تحلیل و اطلاع رسانی همه جانبه در خصوص این جرثومه های فساد و دملهای چرکین و مردابهای هلاکت نسل حاضر پرداخته و دست به افشاگری و تنویر افکار عمومی نماید.
قلم فرسایی در حوزه سینما با شرایط حاکم بر آن بی نتیجه می نماید زیرا فساد در میان اهالی سینما یک مقوله ریشه ای و ارزشی شده و قابل تفکیک از آن نیست . فضای کاری متفاوت در این هنر ، که آن را هنر هفتم هم می دانند ، و نیاز به ورود افراد با سلایق و هنرهای متفاوت موجب آن شده است معجونی ناشناخته از رفتارهای غلط جایگاهی ارزشی در میان اهالی آن بیابد و هر کس برای ورود به این عرصه می بایست ابتدا تقید خویش به اصول ضد اخلاقی حاکم را اثبات نماید. هر چند نمی توان در کنار چنین فضایی به اندک استثنائات موجود اشاره نکرد و آن حضور کم رنگ و محو عوامل پایبند به ارزشها اسلامی در این میان است.
با نگاهی به فیلمهای تولید شده در ایران چه قبل از انقلاب و چه پس از آن میتوان به این نتیجه رسید که سینمای ایران تنها با تغییر عوامل و تجهیزات بر روی همان فیلم فارسی های گذشته رشد کرده و مضمون اصلی بسیاری از فیلمهای تولید شده یا به عبارتی 90 درصد آن در مسیر همان خزعبلات و بدیهیات غیر اخلاقی است . هر چند تلاشهای پیگیر و جانانه برخی مسئولان دولت اصلاحات ، که اکنون روزانه شاهد پناهندگی آنان به برخی کشورهای اروپایی و آمریکایی یا اعترافات آنان در رسانه های عمومی و وبلاگهای خصوصیشان هستیم، در دامن زدن به لاابالی گری در تمامی حوزه های فرهنگی نیز نقش بسزایی در تقویت جو ضد ارزشی سینما داشته است .
با این وصف ، سینمای حال حاضر با ناخالصیهای فراوان و ستاره محور ، زمینه بسیاری از خیانتها را گشوده است که در صورت عدم توجه مسئولان فرهنگی و قضایی ، جدای از هدر رفتن هزاران میلیارد سرمایه ملی موجب تقویت جبهه دشمن در کشور خواهد شد.
شاید توضیح این مطلب لازم باشد که دشمن تمامی راههای منتهی به براندازی و تخریب نظام مقدس جمهوری اسلامی و حتی اختلاف و جنگ میان مذاهب مختلف اسلامی را آزموده باشد و در انتها تنها راه دستیابی به این هدف خبیثانه را در استفاده از ابزارهای نو فرهنگی یافته است ، ابزارهایی که می توان با تغییرات دلخواه آن را به سلاح کوبنده بر ضد کشورها استفاده کرد. این دقیقا همان چیزی است که اکنون در دنیا اتفاق می افتد. کشور آمریکا با استفاده حرفه ای و کم نظیر خود از ابزارهای نوین اطلاع رسانی ، هنری و تبلیغاتی توانسته است بی فرهنگی جامعه خود از جمله انحرافات جنسی و اخلاقی را به عنوان فرهنگ نوین جهانی به مخاطبانش در تمامی دنیا عرضه کند و با ثوق دادن مسیر حرکت این ابزارها چهره ای عادل و مردم دوست و شجاع از نظامیان خونخوار و متجاوز خود در دنیا بسازد و در راستای همین تفکر در اکثر کشورها و بخصوص در ایران هزینه های گزافی برای انحراف سینما و دیگر ابزارهای فرهنگی و در اختیار گرفتن آن و القاء فیلمنامه ها و عوامل وابسته خود ، خرج میکند. باید گفت جهان اسلام هنوز خاطره تلخ آندلس را از یاد نبرده است .
سینمای اکنون کشور متشکل از بسیاری توابین و حتی معاندین با تفکر انقلاب اسلامی گشته و افراد با اشراف کامل به جو رهاشده عرصه های فرهنگی به سوء استفاده و تخریب چهره نظام در دنیا دامن زده اند به گونه ای که کارگردانانی اجیر شده در طول سال مسئولیت ساخت فیلمهای فقر و فلاکت و نمایش چهره ملتی عقب مانده و بی نسیب از ایران بزرگ را بر عهده گرفته اند . با گشتی تفننی در قسمت سرچ تصاویر گوگل می توان به آرشیو ناتمام تصاویر پشت صحنه برخی بازیگران و عوامل سینمایی با وضعیتهای ضد اخلاقی و اسلامی دست یافت ، حتی می توان تصاویر برخی از این عوامل در رژیم گذشته با سران ظلم و جور و فساد را نیز یافت که حاکی از تمایلات و تفکرات واقعی آنان دارد.
محمدرضا.ش هر چند با مافیای خود مسئولان را نیز در خود ذوب و محو می کند اما با پیگیری سالم و متعهدانه دستگاه قضایی و نیروهای ارزشی سینما می توان با روشنگری نسل حاضر، وی و شیاطین دیگر هم کیش او را از الگو بودن و کعبه آمال و آرزوها بودنشان برای جوانان به در آورد و با فرهنگ سازی و نخبه پروری در سینما مسیر جدیدی در استفاده از ستاره های اخلاقی و مذهبی را گشود .






