تبليغاتX
سیرت صبح
ای شهید ای تو که بر کرانه ابدی و ازلی وجود تکیه زده ای ...

در خبرها آمده بود بازیگر معروفی بنام محمدرضا.ش ، با استفاده از موقعیت و مقبولیت خود در میان جامعه هنری با هدایت یک باند مافیایی به بهانه ورود دختران و زنان به عرصه سینما و تلویزیون به سوء استفاده مالی و جنسی از آنان می پردازد. هرچند این خبر تکاندهنده و غم انگیز در فضای مسموم خبری سایتها و وبلاگها و روزنامه ها مسکوت ماند و پایمال شد اما بر هر مسلمان و هر ایرانی مقید به اهداف والای اسلام و انقلاب واجب می نماید که با هر ابزار در دسترس به تحلیل و اطلاع رسانی همه جانبه در خصوص این جرثومه های فساد و دملهای چرکین و مردابهای هلاکت نسل حاضر پرداخته و دست به افشاگری و تنویر افکار عمومی نماید.

قلم فرسایی در حوزه سینما با شرایط حاکم بر آن بی نتیجه می نماید زیرا فساد در میان اهالی سینما یک مقوله ریشه ای و ارزشی شده و قابل تفکیک از آن نیست . فضای کاری متفاوت در این هنر ، که آن را هنر هفتم هم می دانند ، و نیاز به ورود افراد با سلایق و هنرهای متفاوت موجب آن شده است معجونی ناشناخته از رفتارهای غلط جایگاهی ارزشی در میان اهالی آن بیابد و هر کس برای ورود به این عرصه می بایست ابتدا تقید خویش  به اصول ضد اخلاقی حاکم را اثبات نماید. هر چند نمی توان در کنار چنین فضایی به اندک استثنائات موجود اشاره نکرد و آن حضور کم رنگ و محو عوامل پایبند به ارزشها اسلامی در این میان است.

با نگاهی به فیلمهای تولید شده در ایران چه قبل از انقلاب و چه پس از آن میتوان به این نتیجه رسید که سینمای ایران تنها با تغییر عوامل و تجهیزات بر روی همان فیلم فارسی های گذشته رشد کرده و مضمون اصلی بسیاری از فیلمهای تولید شده یا به عبارتی 90 درصد آن در مسیر همان خزعبلات و بدیهیات غیر اخلاقی است . هر چند تلاشهای پیگیر و جانانه برخی مسئولان دولت اصلاحات ، که اکنون روزانه شاهد پناهندگی آنان به برخی کشورهای اروپایی و آمریکایی یا اعترافات آنان در رسانه های عمومی و وبلاگهای خصوصیشان هستیم، در دامن زدن به لاابالی گری در تمامی حوزه های فرهنگی نیز نقش بسزایی در تقویت جو ضد ارزشی سینما داشته است .

با این وصف ، سینمای حال حاضر با ناخالصیهای فراوان و ستاره محور ، زمینه بسیاری از خیانتها را گشوده است که در صورت عدم توجه مسئولان فرهنگی و قضایی ، جدای از هدر رفتن هزاران میلیارد سرمایه ملی موجب تقویت جبهه دشمن در کشور خواهد شد.

شاید توضیح این مطلب لازم باشد که دشمن تمامی راههای منتهی به براندازی و تخریب نظام مقدس جمهوری اسلامی و حتی اختلاف و جنگ میان مذاهب مختلف اسلامی را آزموده باشد و در انتها تنها راه دستیابی به این هدف خبیثانه را در استفاده از ابزارهای نو فرهنگی یافته است ، ابزارهایی که می توان با تغییرات دلخواه آن را به سلاح کوبنده بر ضد کشورها استفاده کرد. این دقیقا همان چیزی است که اکنون در دنیا اتفاق می افتد. کشور آمریکا با استفاده حرفه ای و کم نظیر خود از ابزارهای نوین اطلاع رسانی ، هنری و تبلیغاتی توانسته است بی فرهنگی جامعه خود از جمله انحرافات جنسی و اخلاقی را به عنوان فرهنگ نوین جهانی به مخاطبانش در تمامی دنیا عرضه کند و با ثوق دادن مسیر حرکت این ابزارها چهره ای عادل و مردم دوست و شجاع از نظامیان خونخوار و متجاوز خود در دنیا بسازد و در راستای همین تفکر در اکثر کشورها و بخصوص در ایران هزینه های گزافی برای انحراف سینما و دیگر ابزارهای فرهنگی و در اختیار گرفتن آن و القاء فیلمنامه ها و عوامل وابسته خود ، خرج میکند. باید گفت جهان اسلام هنوز خاطره تلخ آندلس را از یاد نبرده است .

سینمای اکنون کشور متشکل از بسیاری توابین و حتی معاندین با تفکر انقلاب اسلامی گشته و افراد با اشراف کامل به جو رهاشده عرصه های فرهنگی به سوء استفاده و تخریب چهره نظام در دنیا دامن زده اند به گونه ای که کارگردانانی اجیر شده در طول سال مسئولیت ساخت فیلمهای فقر و فلاکت و نمایش چهره ملتی عقب مانده و بی نسیب از ایران بزرگ را بر عهده گرفته اند . با گشتی تفننی در قسمت سرچ تصاویر گوگل می توان به آرشیو ناتمام تصاویر پشت صحنه برخی بازیگران و عوامل سینمایی با وضعیتهای ضد اخلاقی و اسلامی دست یافت ، حتی می توان تصاویر برخی از این عوامل در رژیم گذشته با سران ظلم و جور و فساد را نیز یافت که حاکی از تمایلات و تفکرات واقعی آنان دارد.

محمدرضا.ش هر چند با مافیای خود مسئولان را نیز در خود ذوب و محو می کند اما با پیگیری سالم و متعهدانه دستگاه قضایی و نیروهای ارزشی سینما می توان با روشنگری نسل حاضر، وی و شیاطین دیگر هم کیش او را از الگو بودن و کعبه آمال و آرزوها بودنشان برای جوانان به در آورد و با فرهنگ سازی و نخبه پروری در سینما مسیر جدیدی در استفاده از ستاره های اخلاقی و مذهبی را گشود .

 


+ نوشته شده در  ساعت   توسط یوسف راد  | 

                          

سومین جشنواره مجسمه های شنی در سواحل دریای خزر و درشهر های ساری و بابلسر برگزار شد . هر چند در این دوره از جشنواره بخشی با موضوع دفاع مقدس گنجانده یا به بیان درست تر چپانده شده بود اما این مانع از سالم بودن و مورد تایید بودن آن نیست .

بگذارید توضیحی در خصوص کارهای فرهنگی در بابلسر داده شود با این فرض که اکثر شهر های کشور نیز از این توضیح مبرا نیستند . معمولا اینگونه است که برای اجرای برنامه های فرهنگی بودجه هایی اختصاص می یابد ، اما نحوه توزیع این بودجه به گونه ای پراکنده شده است که دستیابی به آن در اکثر مواقع مشکل می نماید . برای مثال اگر جمعی قصد برگزاری یک مسابقه قرآنی نماید از طریق سازمان تبلیغات ، اداره ارشاد ، شورای شهر ، اداره اوقاف ، کانونهای مساجد (که باز هم به اداره ارشاد متصل است ) و ... می تواند بودجه هایی را جذب نماید و به اصطلاح هر کس زرنگ تر و دارای روابط عمومی بابلاتری با این ارگانها باشد می تواند این بودجه را جذب نماید در صورتیکه همین گستردگی و سردرگمی موجب هدر رفتن بسیاری از بودجه ها می شود با ذکر این مطلب که مدیریت ارگانهای ذکر شده نیز بعضا بدون دید فرهنگی انتخاب شده و پاسخگوی نیاز نسل کنونی نیستند. این توضیح از آن رو گفته آمد که برای برگزاری امور فرهنگی مناسب معمولا بودجه درستی اختصاص داده نمی شود در صورتیکه در اجرای طرحهای ناصواب و بی فایده هیچ حساسیتی از طرف مسئولان وجود نداشته و به صرف نظرات و طرح های روشنفکرانه و دور از فرهنگ اصیل ایرانی اسلامی برخی هنرمندان ، بودجه های کلان و بی حساب اختصاص می یابد . سئوال اینجاست برای دریافت بودجه های کلان فرهنگی باید چگونه بود؟ شاید درک ما بدانجا نرسد و هنوز با فرهنگ غرب همراه نشده ایم و هنرمندان را درک نمی کنیم ؟ اصلا هنر چیست و هنرمند کیست ؟ هنرمند فقط به گیس و ریش بلند کردن و کلاه کج گذاشتن و لباس هچل هفت پوشیدن و نوع خاصی راه رفتن و با هر محرم و نامحرمی لاس زدن و با سیگار قبلی سیگار جدید روشن کردن و به زمین و زمان فحش دادن و ایرانیان را عقب مانده دانستن و تفکرات غربی را با زبان فارسی اشاعه دادن و هزار و یک غلط دیگر کردن است ؟ آیا در این دولت هم باید بر حضور خود فروشان و افراد منحط و بی غیرت اتکاء شود و هنرمندان واقعی را به خون دل خوردن سپرد؟

بیایید به قول دیگران احساسات را دخیل نکنیم و منطقی حرف بزنیم .

جشنواره مجسمه های شنی در بابلسر به اذعان تمامی آنانی که از این رویداد بازدید کرده اند نمایشگاه فوق العاده ای از حضور دختران 16 ، 17 ساله ایرانی بود . دخترانی که هتک حرمت را بدانجا رسانده بودند که در انظار عمومی با پسرانی که با هم از ناکجاآباد برای شرکت در این جشنواره آمده بودند دست می داند و خوش و بش می کردند. دخترانی که با بی غیرتی خود حجاب و دین را به تمسخر گرفته بودند. آنهایی که اگر فشار افکار عمومی نبود برایشان انجام خیلی کارهای دیگر در ساحل دریا متصور بود. به گفته یکی از مسئولان جشنواره دختران و پسرانی که برای شرکت در جشنواره درخواست داده بودند اصرار فراوانی داشتند تا در یک سوئیت مستقر شوند و یک هفته ای را که جشنواره برگزار می شود خوش باشند . حتی در جشنواره سال گذشته مجسمه های شنی که در بابلسر و رامسر برپا شد یک دختر و پسر تا آخرین لحظه و حتی با اصرار مسئولان جشنواره حاضر به جدایی از یکدیگر و اسکان در دو اتاق مجزای هتل محل استقرا نشده و در آخر بیرون از هتل چادر مسافرتی برپا کردند و در آن مستقر شدند تا جایی که مسئولان جشنواره خود مجبور به برخورد با آنان و تماس با پلیس و اخراج آنان از جشنواره شدند. راستی یک عقل سالم برگزاری چنین جشنواره ای را تایید می کند ؟ آیا هنوز زمان آن نرسیده است که اداره فرهنگ و ارشاد ((اسلامی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!)) از فسادکده ای که در دورانهای گذشته پایه ریزی شده به در آید و هنر واقعی را در هنرمندان متعهد و بی ادعا جستجو کند ؟ آیا واقعا در میان جوانان کشور و دانشجویان و طلاب و هیئتی های کشور انسانهای متفکر و هنرمند متعهد کم یافت می شود؟

بی شک مسئولان  اداره فرهنگ و ارشاد ((اسلامی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!)) مازندران و کشور باید پاسخگوی مردم و خداوند متعال باشند . چسبیدن به صندلی و حقوقهای گزاف ارزش آتش قیامت را ندارد و روزی همه این ملاعب و شهوات به باد خواهد رفت .

دولت نهم که با رویکردی انقلابی در تمامی زمینه ها پا به عرصه حکومت گذارد و شخصیت منحصر به فرد دکتر احمدی نژاد نیز یکی از امتیازات آن است می بایست همانگونه که رهبر فرزانه انقلاب فرمودند اهتمام بیشتری در امور فرهنگی داشته باشد و آن را یکی از اصلی ترین سرفصلهای کاری خود قرارب دهد.

در این زمان زیرکی در آن است که با تمامی ابزارهای در دست به مبارزه با شبیخون فرهنگی برخیزیم و یا حداقل آنکه مبالغ چند میلیونی را سگ خور نکرده و با برگزار جشنواره های در پیت آنهارا هدر ندهیم . شاید اگر مسئولان بدانند در شهرستان ها برای برپایی یک مراسم مذهبی ، قرآنی و یا یادواره های شهداء چه مشکلات و کمبودهایی وجود دارد ، اینگونه به حیف و میل اموال ملت نمی پرداختند.

در پایان غم انگیزترین واقعه جشنواره را میتوان بخش دفاع مقدس آن دانست که جدای از طراحان و مجریان این بخش وضعیت پوشش آنها ، مجسمه های ساخته شده نیز هیچ ارتباطی با دفاع مقدس نداشته و تنها عامل توجیه برگزاری چنین پارتی ذلت باری گشته بود.


+ نوشته شده در  ساعت   توسط یوسف راد  | 

کارت هوشمند سوخت ، زیر تیغ !

در ادامه مطلب (( زیر تیغ! کارت هوشمند سوخت)) و با بحرانی شدن وضعیت حمل و نقل عمومی در شهرستانها ، برآن شدم مطالبی هر چند کوتاه را به گوش مسئولان محترم برسانم .

با تایید دوباره متن گذشته ، افزودن نکاتی چند ضروری می نماید.

1-     ساختار شهرستانهای شمالی به دلیل آنکه از بافت روستایی و طبیعی نشات گرفته و دارای خیابانهای کم عرض و تقاطع فراوان ، همچنین پذیرا بودن گردشگران و مسافرین بیش از ظرفیت های موجود ، موجب ایجاد ترافیک بین شهری و عدم امکان فعالیت اتوبوسها و مینی بوسهای داخل شهری شده و پایه اصلی حمل و نقل عمومی بر فعالیت تاکسی ها و آزانس های خصوصی مسافربر بنا شده است. همین امر موجبات تاثیر گذاری بسیار زیاد تاکسی ها و آزانسها بر وضعیت حمل و نقل گردیده ، به نحوی که با اندک تغییرات بوجود آمده در نحوه فعالیت آنها ، تاثیرات محسوس و عینی در ترافیک شهری رخ می دهد. حال مشکل اینجاست که با سهمیه بندی بنزین (در عین تاکید بر لزوم و شجاعانه بودن این اقدام ) راه سوء استفاده برای بسیاری از افراد گشوده شده و یرخی رانندگان تاکسی با محاسبات سرانگشتی به این نتیجه رسیده اند که با خواباندن اتومبیل خود و فروش بنزین آن به قیمتهای مختلف (از 450 تومان تا 1000 تومان برای هر لیتر ) در آمدی بسیار بیشتر از جابجایی مسافرین از صبح تا غروب خواهند داشت و در مقابل نه تنها از خستگی کار هم خبری نخواهد بود و استهلاک خودرو آنها نیز کمتر است . به همین علت در ساعات پر ترافیک شهرها ، صف های طولانی از مسافرین تشکیل و موجب سردر گمی مسافران می گردد.

2-     هنوز و پس از گذشت حدود دو ماه از سهمیه بندی ، سهمیه آژانس های مسافربر شخصی به آنها اختصاص نیافته و موجب تعطیلی بسیاری از آنها شده است . برای بررسی این موضوع نیاز به زحمت زیادی نیست و مسئولان شهرستانها با یک گردش درون شهری به این امر پی خواهند برد . بر فض آنکه مسئولان بخواهند مو را از ماست بکشند اما باید گفت می توان با اختصاص سهمیه لیستهای تهیه شده توسط شهرستانها برای پیشبرد امور ، فعلا و در ابتدا سهمیه حدودی را به آژانسها اختصاص داده و در فرصتی مناسب به بررسی و اقدام لازم دست زد. قابل ذکر آنکه تعداد اندک آژانسهای تلفنی که هنوز با استفاده از برخی خودروهای دوگانه سوز از تعطیلی نجات یافته اند با افزایش کرایه های مسیرهای مختلف حتی تا دوبرابر قیمت سابق و خودداری از پذیرش مسافرین برون شهری به بهانه کمبود بنزین ، مشکلات دیگری را بردوش ملت تحمیل کرده اند. هر چند مطمئنا زمزمه اعتراض رانندگان آژانسها در شهرستانها به گوش مسئولان هم رسیده است شایسته آنکه هر چه زود تر چاره ای اندیشیده شود .

3-    با توجه به  تبلیغات فراوانی که این روزها از صدا و سیما و رسانه های گفتاری و نوشتاری بر سر استفاده درست از سوخت و استفاده از خودروهای گاز سوز ، جالب است دانستن این نکته که در برخی شهرستانها هنوز یک جایگاه پمپ گاز هم احداث نشده و رانندگان خودرو های دوگانه سوز برای استفاده از گاز می بایست مسیرهای طولانی 100 کیلومتر یا بیشتر و کمتر را طی نمایند که در مسیر برگشت مقدار زیادی از گاز موجود در مخزن را نیز از دست می دهند و در شهرهایی هم که این پمپها وجود دارد تعداد آنها اندک و موجب صفهای طولانی و کلافگی رانندگان گردیده است .  دولت محترم می تواند با طرح های مختلف و تشویقها راهکارهای مردم محور، اقدام به احداث جایگاههای سوخت گاز نماید .

4-    با اجرای سهمیه بندی ، شاید انتظار آحاد ملت آن باشد که هزینه مسافرت با سیستم حمل و نقل عمومی و نحوه دسترسی به آن آسان تر شود ، در حالی که در چند روز اخیر شاهد افزایش 15 درصدی سفرهای هوایی به دلیل افزایش قیمت بنزین بوده ایم که این هم جای تامل بسیار دارد . انتظار مردم از مسئولان آن است که با محدود کردن سطح استفاده از وسایل شخصی ، استفاده از وسایل عمومی آسان تر و کم هزینه تر باشد در صورتیکه برای گرفتن بلیت هواپیما از شمال به مشهد تا دوماه آینده نیز امکان خرید بلیت وجود ندارد . این انتظار زیادی نیست که دولت محترم برای چند سال مبلغ صرفه جویی شده حاصل از سهمیه بندی بنزین ر ا صرف بهسازی زیرساختهای حمل و نقل عمومی نماید .

5-    مطلب آخر انکه ریاست محترم جمهوری برای پیشبرد طرحهای عظیم خویش که با تمام قوا مشغول پیگیری و به ثمر رساندن آنها هستند ، مطمئنا نیاز به افرادی متخصص ، باتجربه ، توانمند و همراه با خود دارند و این  را هم میدانیم که در ایران عزیز ، کم نیستند جوانانی که با چندین سال تجربه مدیریتی حاضر به کمک به دولت نهم در دستیابی به اهداف بلند نظام مقدس جمهوری اسلامی باشند ، بنابراین دکتر احمدی نژاد عزیز می توانند با حفظ احترام و تجربه کسانی که یک قدم با بازنشستگی فاصله دارند و یا آنکه برخی از آنها چند قدم از بازنشستگی پیش تر رفته اند ، با اقدامی شجاعانه و جونگرایانه ، شیرینی استفاده از مدیران جوان و کارآمد در شهرداری تهران را بار دیگر در کام ملت بزرگ ایران قرار دهند و با بهره گیری از طرح سازان (نه فقط طراحان) جوان و خلاق بر مشکلات ناشی از برخی مدیریتهای فرسوده و نا آگاه بخصوص در موضوع سهمیه بندی سوخت و مسائل پیرامونی آن فائق آیند .    


+ نوشته شده در  ساعت   توسط یوسف راد  | 

                     

پس از اجرای طرح سهمیه بندی بنزین و توزیع کارتهای سوخت وسایل نقلیه ، بحثهای فراوانی در رسانه های گفتاری و نوشتاری پیش آمد و کارشناسان مختلفی از جنبه های متفاوت به بررسی این مسئله پرداختند. با کنار هم چیدن اطلاعات در دسترس و از نگاه مردم که خود می تواند نگاهی کارشناسانه و مفید فایده باشد ، نتایج قابل ملاحظه و موثری بدست خواهد آمد. قبل از هرچیز این نکته رخ می نماید که می بایست به شرایط انجام سهمیه بندی در کشور توجه ویژه داشت .

این طرح ملی و بزرگ که به دلایل متفاوت سالها در دستور کار دولت جمهوری اسلامی قرار گرفته بود، با ریسک پذیری بالای خود فضایی حساسیت برانگیز به وجود می آورد که شانس اجرای آن را به حداقل می رساند . با پیشرفت کشور در زمینه دستیابی به انرژی هسته ای و اعلام ریاست محترم جمهوری مبنی بر آغاز غنی سازی صنعتی اورانیوم در کشور ، فشارهای بین المللی روبه افزایش نهاده و بحث تحریم های بین المللی بالا گرفت . هر چند ایران در سالیان طولانی تحت این فشارها و تحریم ها به پیشرفت و نوآوری نسل جدید خود تکیه کرده بود اما با توجه به آنکه ایران در طول سال از حدود 18 کشور بنزین وارد می کند ، در نگاهی کلی به این نتیجه خواهید رسید که بنزین می تواند یکی از ابزارهای اولیه تحریم قرار گرفته و موجب ایجاد بحران در داخل و سوء استفاده دولتهای سلطه گر را فراهم آورد ، از این رو مجلس با تصویب طرحی بر اجرای سریع سهمیه بندی و توزیع بنزین با استفاده از کارت هوشمند سوخت تاکید نمود. این تصمیم شاید به دلایل صدالذکر با انتقادات فراوانی همراه شد اما نفس عمل یک عملیات سودمندو کارشناسی بود . بر این اساس دولت تمامی قوای خود را به کار گرفته و با فشارهای مجلس و در مدتی بسیار کوتاه موفق به نصب دستگاههای کارت خوان و انجام شبکه بندی تمامی مراکز توزیع سوخت در کشور گردید. این آغاز راهی پرهیاهو و نامانوس با فرهنگ عمومی بود . سالها ایرانیان بی حساب از سوخت استفاده کرده و اینک می بایست با سهمیه ای محدود شده ، به صرفه جویی و استفاده بهینه از سوخت می پرداختند .

به اعتقاد نگارنده توجه به این نکته ضروری است که هر چند فشارهای خارجی و اسراف داخلی موجبات انجام سهمیه بندی را فراهم آورد اما مجلس محترم می توانست با تعریف یک زمانبندی واقع گرایانه تر این فرصتی را در اختیار دولت قرار دهد تا بانک اطلاعاتی وسیعی از خودروهای موجود در کشور فراهم آورد که از آن جمله خودروهای شخصی ، خطی ، آژانس ها ، تاکسی ها ، خودروهای اداری ، ادوات کشاورزی ، موتور سیکلتهای شخصی و خدماتی ، وانت بار ها ، برخی مشاغل خاص ، خودروهای امداد و عملیاتی و سرکشی ، قایقهای صیادی و تفریحی و دیگر وسایط بنزین سوز با تفکیک مدلهای مختلف و بررسی میزان سوخت هر کدام و اختصاص سوخت مورد نیاز آنان ،را می توان ذکر کرد. برای مثال در طرح کنونی برای یک خودروی پژو 206 و خودروی پاترول در مدلهای مختلف آن ، با یک بررسی غیر کارشناسی به طور مساوی روزی 3 لیتر سهمیه بنزین در نظر گرفته شده که غیرمعقول می نماید یا آنکه بسیاری از رانندگان آژانسهای بین شهری هم اکنون از تمامی سهمیه اختصاص یافته خود استفاده نموده و با آنکه تمامی هزینه های زندگی و خرج و مخارج آنان تنها از همین راه تامین می گردد، اکنون مجبور به خانه نشینی گشته و برخی حتی مجبور به فروش خودرو جهت تصویه اقساط آن شده اند و مثالهای فراوانی از این دست وجود دارد . هر چند دولت محترم با سعی و تلاش خود در طول این مدت با استفاده از نظرات کارشناسان به اصلاح برخی از مشکلات پرداخته است اما نیاز به تسریع در امور و حل مشکلات عدیده بوجود آمده ، احساس می شود.

مسئله بعدی روش توزیع کارت هوشمند است . در این زمان که با پیشرفت سیستمهای رایانه ای و شبکه ای انقلابی در گسترش علوم و فناوری بوجود آمده است به نظر می رسد این مدت تعلل و نابسامانی در صدور کارتهای هوشمند برای خودروها غیرقابل توجیه و حاصل از عدم استفاده از متخصصین و نوآوران صنعت کشور است . برای نمونه به تعداد زیادی از کارتهای مفقود شده می توان اشاره کرد که هنوز و پس از گذشته حتی 3 ماه ، صدور المثنی برای آنها انجام نگرفته و یا بسیاری از کارتهای سوخت که با پیگیریهای مردمی هنوز به دست آنها نرسیده است . شاید با یک برنامه ریزی درست و تشکیل کارگروهی متشکل از وزرای نفت ، ارتباطات و فناوری اطلاعات ، مسئولان نیروی انتظامی و وزارت کشور ، می شد به تشکیل ستادی استانی و  شهرستانی دست زد و با تجهیز این ستاد به لوازم مورد نیاز در هر استان یا شهرستان وظیفه صدور کارتهای اصلی و المثنی را به آنها محول نمود.

در استانهای شمالی مشکلات اصلی دیگری نیز رخ مینماید. اول با عنایت به آنکه اکثر روستائیان کشاورز بوده و  برای استفاده از ادوات کشاورزی نیاز به بنزین دارند ، هنوز برنامه ای مدون برای استفاده آسان آنان تنظیم نشده و شاهد برخی سردرگمی ها در این خصوص می باشیم . دوم ، یکی از اهداف سهمیه بندی سوخت استفاده بهینه از آن با فرهنگ سازی برای استفاده مردم از خودروهای عمومی بوده است در حالیکه در استانهای شمالی بخصوص شهرهای کوچک نه تنها خودروهای عمومی همچون اتوبوسها و مینی بوسهای داخل شهری وجود نداشته یا بسیار قلیل هستند بلکه برخی تاکسیهای موجود به دلیل سود بیشتر فروش بنزین روزانه در شهرستانها به دلیل کمتر بودن کرایه ها نسبت به شهرهای بزرگ ، دست به این عمل غیر شرعی و غیرقانونی می زنند و در واقع مردم در ساعات پر ترافیک وقت زیادی را صرف ایستادن در صفهای طویل می کنند که چاره اندیشی مسئولان و نظارت صحیح و مستمر متوالیان امر را می طلبد .

نتیجه آنکه هر چند سهمیه بندی بنزین اقدامی جسورانه و مقتدرانه در جلوگیری از اسراف سرمایه ملی و صرفه جویی منابع ملی کشور و همچنین دستیابی به اطلاعات پایه ای در خصوص خودروهای موجود بوده است اما مردم انتظارات به حقی در تسریع و پیگیری کارشناسانه خواسته های خود از مسئولان را  دارند که امید است دولت مهرورز و عدالت محور  همچون دیگر اقدامات مردم محور خود بر تمامی موانع و مشکلات موجود فائق آید.

 


+ نوشته شده در  ساعت   توسط یوسف راد  | 

           

 با آغاز مسیری نو در تاریخ رقابتهای انتخاباتی کشور و در انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری ، مردم با جمله ای آشنا شدند که به عبارتی دیگر معنایی جدید از رویکرد انقلاب اسلامی بود ، جمله ای با این مضمون ((اتفاقی که دارد می افتد)) . اکنون پس از گذشت 2 سال از ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد کم و بیش معنای این جمله روشن شده است و می توان گفت ملت با توجه به روحیه و منش ریاست محترم جمهوری هر روز منتظر اتفاقی جدید در کشور هستند.

نمونه این اتفاق ، شکستن سکوت چندین ماهه دکتر احمدی نژاد در خصوص برخی وزیران و جایگزینی آنان است . باید توجه داشت ملت کاملا در مسیر تحولات جامعه قرار دارند و همه مسئولانی که مردم را از حوزه مشاوران و تصمیم سازان خود خارج می کنند بلاشک محکوم به شکست و ترک مقام خود خواهند شد و در چند ماهه اخیر رویکرد ملت نسبت به عملکردبرخی وزریران  مشخص شده است . برخلاف نظر نائب رئیس مجلس شورای اسلامی جناب آقای باهنر که در مصاحبه خود فرمودند ما اعتقاد به ثبات مدیریت داریم اما این هم از اختیارات رئیس جمهور است ، بهتر است بگوییم هر چند ثبات مدیریت موجب ایجاد اعتماد و برنامه ریزی آینده نگرانه ، همچنین کاستن از هزینه های تغییرات مدیران خواهد شد اما این در صورتی است که مدیران اولا تحمیلی نباشند و در ثانی همسو با رویکرد مردم محور  دولت باشند . در حالی که در قضیه انتخاب وزیر نفت تا پایان مجلس بر خواست (هر چند قانونی) خود ایستادگی کرده و رئیس محترم جمهور به اجبار وزیری هامانه را بر این پست گمارد . جدای از این برخی شنیده ها حاکی از تحمیل وزیر صنایع و برخی وزیران به دولت خبر می دادند که اکنون آرام آرام عدم همسویی آنان با دولت به وضوح مشاهده و رئیس دولت برخلاف آنچه از ابتدا در نظر داشته است مجبور به تغییر زود هنگام مدیریتها ، میشود .

هر چند با آغاز این تحول بارقه امیدی روشن شده است اما این خواست عمومی هنوز بر جای خود استوار است که ریاست محترم جمهوری نه تنها در محدوده هیئت وزیران بلکه با اندیشیدن راهکاری عملیاتی در سطح مدیران میانی و پایینی دولت نیز اقدامات خویش را گسترش دهند و با نظر خواهی عادلانه از آحاد ملت و با توجه به شعار محوری خویش در انتخابات مبنی بر (( بازگشت دولت به مردم)) ، راه تغییرات مدیران ناکارآمد را بگشایند. بدیهی است این اقدام نه تنها موجبات تضعیف دولت را فراهم نخواهد آورد بلکه با مشورت های مردمی و روی کارآمدن مدیرانی مورد اعتماد مردم و کارآمد ، زمینه نیل به اهداف بلند نظام مقدس جمهوری اسلامی فراهم خواهد آمد.

مطلب دیگر که سالهاست اعتقاد به آن داشته و اکنون فرصت بیان آن را یافته ام آنکه ، چگونه است با وجود خیل عظیمی از نیروهای جوان متخصص ،کارآمد، پراستعداد، پرتحرک ، نوآور ، خستگی ناپذیر ، پر انرژی، متعهد ، شجاع و توانا ، هنوز محوریت مدیریتها و وزارتها بر استفاده از نیروهای مسن ، خسته و بی رمق استوار گشته و موقعیت خدمت به جوانان داده نمی شود. آیا جز این است که بنیانگذار نظام مقدس جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی (رضوان اله تعالی علیه) در سال 1342 در پاسخ به  سئوالی با این مضمون که شما با چه کسی می خواهید تحول ایجاد کنید ؟ فرمودند: ((اکنون سربازان من در گهواره ها هستند )) و این جز آن بود که اکثر انقلابیون از جوانان پر شور  بوده و در آن زمان حضرت امام اعتقاد فراوانی به استفاده از همین جوانان داشته اند؟

آیا جز این است مسئولانی که برخی از آنان هنوز در پستهای کلیدی مشغول به فعالیتند زمانی به پستهای اداری و وزارتی راه یافتند که هنوز وارد دهه سوم عمر خویش نشده بودند و با این حال توانستند در موقعیتهای مختلف از جمله جنگ تحمیلی با نقش راهبردی و رهبری امام راحل بر مشکلات فائق آیند؟

آیا جز این است که اکنون جوانان ایران به اعتراف تمام دنیا جزء برترین جوانان علمی و فرهنگی قرار گرفته و دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی فراوانی در سراسر جهان از ابتکارات آنان استفاده می کنند؟ آیا نمی توان با سپردن امور به مغزهای متفکر کشور ، سیستمهای اداری پژمرده و ناکارآمد را با تحولی چشمگیر به یک سیستم بالنده و شکوفا تبدیل نمود ؟

آیا کشور دچار کمبود احمدی نژادها و رجایی هاست ؟ آیا نمی شود چنین انسانهایی را پرورش داد و از ثمرات مدیریت آنان در سطح کلان استفاده کرد؟

و آیا در کشوری که اکثریت با جوانان است نمی توان با همراه کردن تفکر عظیم جوانان خلاق با تجربه سالیان دراز انقلاب و مسئولان ، راه جدیدی در سطوح مختلف مدیریتی گشود ؟

همه ما می دانیم که می شود و می توانیم . ایرانی ناشدنی ها را شدنی کرده است و این اتفاقی که دارد می افتد ، بیداری نسل معنویت نسبت به پیرامون خود و نیاز به تعالی کشور است . 


+ نوشته شده در  ساعت   توسط یوسف راد  | 

             

پس از گذشت دو سال از دوره نهم ریاست جمهوری دکتر محمود احمدی نژاد و بررسی برخی مدیریت ها در سطوح میانی دولت این ضرورت ایجاد شده است که حامیان دولت و بخصوص شخص ریاست محترم جمهوری بر پایه حمایت مدبرانه از مجموعه دولت نهم می بایست در بررسی های کارشناسی به تحلیل اتفاقات و مدیریتها پرداخته و با انعکاس نتایج آن ، مسیر تحقق اهداف از پیش تعیین شده اصولگرایان را فراهم آورند .

معبری که گشوده می شود ، هر چند بسیار پر خطر و چالش برانگیز باشد ، اما اقدامی جسورانه و مردم محور است که بحث وتبادل نظر کارشناسی ودقیق پیرامون آن ، راه تعالی دولت و رفع مطالبات آحاد ملت را خواهد گشود.

با این فرض که در نقد عادلانه ، نویسنده خود را مکلف بر انعکاس واقعیات و پرهیز از انشعابات وشبهات غیر ضرور بداند ، فضای نقدپذیری تقویت میشود.

در فرازی از سخنان معمار کبیر انقلاب امام خمینی (رضوان اله تعالی علیه) آمده است (( به همه مسئولان کشورمان تذکر می دهم که در تقدم ملاکها ، هیچ ارزش و ملاکی مهمتر از تقوا و جهاد در راه خدا نیست و همین تقدم ارزشی و الهی باید معیار انتخاب و امتیاز دادن به افراد و استفاده از امکانات و تصدی مسئولیتها و اداره کشور و بالاخره جایگزین همه سنتها و امتیازات غلط مادی و نفسانی بشود ، چه در زمان جنگ و چه در حال صلح چه امروز و چه فردا که خدا این امتیاز را به آن عنایت فرموده است .))

رعایت نکردن اصول انتخاب و نهادینه نشدن این امر طبق تقوا ، جهاد و تخصص عامل اصلی بروز مسائل و مشکلاتی است که در برخی سطوح مدیریتی کشور ملاحظه میشود .

از این رو با بررسی نظام انتخاب مدیران و مسئولان در برخی کشورها پی می بریم، حکومتها به این نتیجه رسیده اند که گام نخست در احیای راندمان ادارات ، پرورش مدیران متخصص ، کارآمد و طراح است ، دقیقا بر عکس نظام مدیریتی در ایران ، که مجموعه ای فرد محور و مطلق گراست و آثار چنین اصلی از سویی مدیران را به انتخاب افراد مرتبط ،  همفکر و همگرا با خود ، بدون در نظر گرفتن توانایی ها و تخصصهای کاری آنان سوق داده است و از سوی دیگر موجبات عدم نقدپذیری و اصلاح در عملکرد آنان را فراهم آورده است .

این سمّ مهلکی است که متخصصان و توانمندان جامعه را به سوی تدریس در دانشگاهها کشانیده و شاخ و برگ حاصل از انتخاب مدیران ناموفق ، تشکیل لایه های ناکارآمد اداری در سطوح مختلف و فلج شدن سیستم را موجب شده است .

از منظر دیگر در بسیاری از کشورها برای تغییر راس هرم یک مجموعه و یا اداره ، افرادی را از سطوح بالاتر و هم سطوح با مدیر ، جایگزین می نمایند ، برای مثال اگر مجموعه ای دارای 18 جایگاه کاری و جایگاه هجدهم مختص مدیر مجموعه باشد ، برای تغییر  مدیریت آن ، افرادی را از سطوح 16 و 17 کاندیدا می نمایند ، حال آنکه شواهد نشان می دهد در سیستم مدیریتی ما ، کمترین توجهی به این اصل وجود ندارد . باز هم برای نمونه می توان به انتصاب یک معلم ساده ، یا کارمند عادی یک مجموعه به ریاست مجموعه ای کاملا مقایر با تحصیلات و تجربیات اش اشاره کرد که معمولا از همفکری و هم گرایی با گروه یا جناح حاکم برخوردار باشد . این پایه سستی است که با تغییر راس هرم به یکباره فرو ریخته و پس از 4 یا 8 سال سرمایه گذاری برای آشنایی چنین فردی با سیستم اداری و مدیریتی ، جایگزینی نا مناسب را به همراه دارد . دانستن این نکته بسیار ضروری است که این امر جدای تمامی خساراتی است که آحاد ملت در طول مدیریت چنین مدیرانی متحمل آن شده اند .

مخلص کلام و نتیجه آنکه باید توجه داشت بدون تغییرات ساختاری سیستم مدیریت نمی توان تحقق دولت و سیستم اداری کارآمد را انتظار کشید و نیاز به بازبینی ریشه ای به این موضوع احساس می شود ، همانگونه که دولت نهم مبارزه سرسختانه ای را با ساختارهای غلط و دست و پا گیر اداری آغاز کرده است ، نیل به این هدف در ارائه راهکارها و حمایت همراه با نقد عادلانه و صادقانه محقق خواهد شد .      


+ نوشته شده در  ساعت   توسط یوسف راد  | 

   

دولت نهم از آغاز فعالیت خویش نشان داده است به دور از همه جنجالها ، اهانتها و سنگ اندازیهای مخالفانش ، با رویکردی انقلابی ، به انجام وظایف معطل مانده دولت به دلیل عدم انجام آنها در گذشته ، پرداخته و در فرصتی کوتاه ، اقداماتی تحسین برانگیز را رونمایی کرده است . اقداماتی که برخی از آنها از نظر متخصصان و منتقدان و حتی برخی مسئولان غیر قابل اجرا می نمود. کارهای بزرگی همچون توزیع سهام عدالت ، طرح کارت سوخت ، کاهش سود بانکی ، گشودن دوباره مسیر دستیابی به انرژی هسته ای ، سفر به همه شهرستانهای کشور و آشنایی و تلاش در حل مشکلات و بسیاری دیگر از اقدامات زیر بنایی که آینده ای روشن و امیدوار کننده را پیش روی ملت تصویر می کند.

برگ برنده دولت نهم ، شخصیتی است که آن را از دیگر دولتها متمایز می نماید و آن وجود دکتر محمود احمدی نژاد بعنوان انسانی متفکر و صاحب سبک و نظر در تمامی امورات محوله است . شکاندن بسیاری از اقدامات غلط و روزمره شده در سیستم ادا ری کشور این واقعیت را محسوس تر می کند که هر چه سالها انجام گرفته دلیل بر صحت آن نیست و می توان با روشهای نوین ساختارهای ناکارآمد گذشته را در مسیر رفاه عمومی دگرگون کرد.

این رویکرد دولت در حل سریع بسیاری از مشکلاتی که سالها موجبات اختلافات و انحرافات  و برجاماندن خسارات فراوان گردیده بود ، در تصمیم اخیر هیئت محترم دولت در خصوص تقسیمات کشوری نیز دیده می شود، کار بزرگی که با تشکر و حمایت 105 نماینده مجلس شورای اسلامی از ریاست محترم جمهوری همراه گردید.     

اما مدتی است بحث تقسیمات کشوری در شهرستان بابلسر و الحاق بخشی از آن به فریدونکنار حرف و حدیثهایی را ایجاد کرده و موجبات نگرانی مردم منطقه را فراهم آورده است. این شهرستان بدلیل شرایطی خاص که در انتخاباتهای چند دوره اخیر نمایندگی مجلس شورای اسلامی بوجود آمده ، بعنوان شهرستانی حادثه خیز می نماید که حتی در آخرین درگیری در جریان انتخابات مجلس هفتم موجب برجای ماندن یک کشته و خسارات فراوان به اموال عمومی گردیده است. با این توصیف تصمیم اخیر هیات محترم دولت در خصوص اعلام بخش فریدونکنار بعنوان شهرستان و تاسیس فرمانداری ، علی رغم اقدامی شایسته در کاهش این تنشها ، به دلیل عدم کارشناسی و دقت لازم و توجه به شرایط ، مقتضیات و مختصات اجتماعی و جغرافیایی شهرستان و همچنین عدم هماهنگی با مسئولان شهرستانی موجبات تنش های دیگری را فراهم آورده است به نحوی که با جدا سازی شهرکهای دریا کنار ، خزر شهر ،  روستاهای رودبست و سادات محله و بخشهایی از روستای اوجاکسر که از ابتدا زیر مجموعه شهر بابلسر بوده و تمامی امورات آنها در محدوده بابلسر و ادارات آن حل و فصل می شده است ، موجب گردیده زمزمه آغاز تنشها و درگیریهای جدیدی به گوش برسد . تا جایی که شنیده ها حاکی از این است شورای اسلامی شهر بابلسر با اعتراض و پیگیری این موضوع ، در صورت عدم بازگشت این مناطق به بابلسر تصمیم به انحلال شورای اسلامی گرفته است . از سوی دیگر مردم روستای اوجاکسر که تنها یک کیلومتر با بابلسر فاصله داشته و طی 27 سال پس از انقلاب و حتی قبل از آن تمامی امورات و مسائل اداری و غیر اداری آن وابسته به بابلسر می باشد ، با نگرانی شدید از اقدام دولت و الحاق روستایشان به فریدونکنار که حداقل 5 کیلومتر با آن فاصله دارند و موجب سلب رفاه آنان گردیده که این امر منافی جهت گیری و اقدامات دلسوزانه دولت نهم در حمایت ویژه از روستائیان است ، در اقدامی خود جوش و مردمی اعتراضات آرامی را با کمک شورای اسلامی روستا به گوش مسئولان شهرستان رسانده و اکنون در انتظار تصمیم گیری آنان هستند.

با توجه به این نکته که بخش فریدونکنار حتی با الحاق مناطق فوق الذکر به آن ، باز هم حائز شرایط جهت ارتقاء به شهرستان چه از نظر جمعیتی و چه از نظر مساحت نمی باشد لکن به نظر می رسد در صورت اصرار دولت به ارتقاء آن از بخش به شهرستان ، لزومی به جداسازی مناطق فوق الذکر از بابلسر ، همراه با تنش و درگیری ، وجود نداشته باشد.

در پایان ضمن تقدیر از اقدامات شجاعانه دولت محترم ، تقاضای دلسوزانه میشود تا مبنی بر کارشناسی صحیح و مبتنی بر اقتضائات شهرستانی ، دولت تجدید نظر دوباره ای در تصمیم اخیر خود ( با توجه به عدم اعلام رسمی آن ) نماید.

      


+ نوشته شده در  ساعت   توسط یوسف راد  | 

به احتمال زیاد یکبار هم که شده ، در موبایل دوستانتان صدای تقلید شده برخی بزرگان و مسئولین را شنیده اید و شاید هم کلی خندیده باشید . یا آنکه خودتان آن را برای دیگران بلوتوث کرده باشید. جدای از تقلید صدا که خود جای نقد و بررسی دارد، کلمات و جملات به کار رفته در اینگونه باصطلاح طنزها(ی تلخ) نیز گاها بسیار زشت و همراه با توهین به شخصیت انسانهاست.

در بسیاری از موارد این حرکت از سوی کسانی صورت میگیرد که نه تنها معاند با اشخاص اند بلکه با این اقدام نرم و در پوشش طنز سعی در تخریب چهره انقلاب و مسئولین آن دارند. شاید این نکته کمتر مورد توجه قرار گیرد که اکنون روش جنگ حق و باطل کاملا دگرگون شده است . مثلا شاید با لشکر کشی و ایجاد رعب و وحشت بتوان افغانستان یا عراق را تسخیر کرد یا آنکه با کودتا و انقلابهای خاکستری برخی دولتها را سرنگون ساخت اما این مسئله در خصوص ایران متفاوت است . ایران تاکنون تمامی تلاشهای دشمنانش را با استعانت از خداوند متعال و به تدبیر بزرگانش ناکام گذاشته است و دشمن بدون حتی یک لحظه استراحت با آزمون و خطا در عرصه های گوناگون ، سعی در جبران ناکامی هایش دارد . بنابراین می کوشد با استفاده از شیوه رسانه ای و با به کار گیری روش های نوین تبلیغاتی ، جو اهانت و بی حرمتی را بخصوص در نسل نوی انقلاب گسترش دهد و این میسر نمی شود مگر اول با استفاده از ابزارهایی که روزمره مورد استفاده مردم قرار می گیرد و دوم استفاده از مطالب و تبلیغات مورد علاقه مردم . برای مثال اگر مستقیما به شما بگویند پدرتان فلان طور است یا فلان عیب را دارد مطمئنا موضع سرسختانه ای اتخاذ می کنید و واکنش عکس نشان می دهید اما اگر همین حرف را در قالب طنز اینگونه بیان دارند که ((پدری در این دنیا وجود ندارد که فلان عیب را نداشته باشد)) نه تنها موجب واکنش شما نمی شود بلکه می تواند زمینه تایید و لبخند شما را نیز فراهم آورد . پس دوران حاضر عصر تبلیغات و استفاده از شگردهای پیچیده اما هدفمند دشمنان است .

موضوعی را  که وصف آن آمد به وضوح می توان در طنز های چند سال اخیر مشاهده کرد . برخی جکها ، کاریکاتورها، شعرها و نثرهای باصطلاح طنزی که اکنون با گسترش روز افزون اینترنت و شبکه های اطلاع رسانی ، فراوانی بسیاری یافته است نشانگر این واقعیت اند که دشمنان برای القاء تمنیات خود از نسل حاضر روی به گسترش فرهنگ توهین و افتراء در قالب طنز آورده است و در این مسیر از تمامی طیفها ، ادیان غیر الهی و نژادهای گوناگون بهره می برد . اعتقاد نگارنده این است که طنزهای تلخ و توهین آمیز در باب اسلام و قرآن که در برخی پیامکها(sms) ، سایتها و خبرنامه ها مشاهده میشود با مسئولیت مستقیم فرقه ضاله بهائیت و در کنار آن طنزهای خاکستری در خصوص نظام و حکومت اسلامی همچنین طنزهای زرد نژاد پرستانه در چنته صهیونیستها هدایت و رهبری می گردد.

پس نمی توان نسبت به هر توهین و افترایی هر چند کوچک به مسئولان ، ادیان الهی ، نژادها و حکومتهای الهی بی تفاوت بود و در گسترش این تبلیغات به دشمن کمک کرد.

با این توصیف جدای از وظیفه شرعی و اخلاقی در رابطه با حفظ حرمت انسانی و شخصیت اجتماعی افراد و جایگاه مسئولیتی آنان در حکومت اسلامی ، باید این اصل را باور داشت که در مسیر حفظ اتحاد ملی و انسجام اسلامی در رویارویی با دشمنان قسم خورده ملتهای ستمدیده و مظلوم ، می بایست هر حرکت معاندانه و خرابکارانه را در نطفه خاموش کرده و با استفاده درست از تکنولوژی ، آن را در مسیر نیل حکومت اسلامی به اهداف والای اسلامی و انسانی به کار گرفت .


+ نوشته شده در  ساعت   توسط یوسف راد  | 

   

مدتی است فیلترینگ یکی از بحثهای داغ بازار اینترنت است و با توجه به گستردگی روز افزون استفاده از منابع اطلاعاتی و خبری ، موجب داغ تر شدن این بحث می شود. تاکنون بسیاری از سایتها و وبلاگها به سرنوشت فیلترینگ دچار شده اند و مخاطبانشان را از دست داده اند اما نحوه اجرای این طرح کمی سئوال برانگیز مینماید. شاید فکر کنید که مخالف این موضوع هستم اما توصیه می کنم کمی صبر داشته باشید .

در اصل این کار هیچ شک و شبهه ای نباید داشت زیرا به تمام دلایل عقلی و شرعی و سیاسی نباید هر گونه تبلیغات ناشایست و مخالف با ارزشهای اجتماعی و مذهبی مجوز ورود به عرصه وسیع  رسانه ای را پیدا کنند لیکن در برخی موارد مشاهده می شود سایتها و وبلاگهایی که هیچگونه منافاتی با اصول و ارزشهای اخلاقی اجتماعی و سیاسی را ندارند به زیر تیغ رفته و فیلتر می شوند در حالی که بسیاری از سایتهای غیر اخلاقی با نامهای موجه جواز حضور در این عرصه را می یابند. برای آنکه بی دلیل سخن نگفته باشم بد نیست به سایتی با نام امام علی به آدرس www.Imamali.org  سری بزنید. این سایت با نامی اسلامی و با نام داخلی (( الله اکبر )) دقیقا بر خلاف دین اسلام و در جهت تبلیغات مسیحیت و کتب مسیحی و اطلاعات جامع در خصوص مسیحیت است . ضمن آنکه با طراحی سئوال برانگیز وبلاگ جمله مبارکه ((الله اکبر)) در کنار تصویر یک صلیب و کتاب انجیل قرار گرفته است . یا بسیاری دیگر از سایتها و وبلاگهایی که با گشت وگذاری سطحی می توان متوجه ماهیت واقعی آنان شد که در زیر پوشش موضوعات کلی به تبلیغ بهائیت ، وهابیت ، بابیت و دیگر مظاهر فساد مشغول هستند . به نظر میرسد مسئولان فیلترینگ در کشور باید وقتی را نیز صرف بررسی عنوان سایتهای مذهبی و محتوای آنان کنند تا از این گونه سوء استفاده ها جلوگیری شود .

در پایان یادآوری این نکته خالی از لطف نیست که حتی سایتهای فیلتر شده نیز با فیلتر شکنهای کم حجم و رایگان قابل دسترسی هستند و باید برای این معضل نیز چاره ای اندیشیده شود .  


+ نوشته شده در  ساعت   توسط یوسف راد  |