تبليغاتX
سیرت صبح
 
   
     
 
 
 

چند روزی از ورود یکی دیگر از پیاده نظام های دشمن برای ضربه زدن به عمود خیمه انقلاب و ولایت فقیه زمان نگذشته است . همان سردار! سابق سپاه حسین علایی و مقاله ی رشیدی مطلقی او که بار دیگر قلب ملت ایران را جریحه دار کرد و البته مشت محکمی از جانب ملت واقعی نه آنچه آنان ملت می نامند دریافت کرد . اینبار در برنامه ای تلویزیونی و مستقیم ، شاهد یکی دیگر از شاهکارهای سیما بودیم . شب گذشته در برنامه نه چندان بی طرف پارک ملت که اکنون پاتوق مخالفان نظام شده است و به وفور سیاه نمایی و مخالفت با نظام را هر چند خزنده دنبال می کند ، میهمانی داشت که بی پرده و آشکارا ساختار نظام را به مسلخ برد و بی تقوایی را به حدی رسانید که با چندین بار ذکر نام مبارک مقام معظم رهبری و ولی امر آزادگان جهان ، تیغ برّان انتقاد را به طرف ایشان نشانه رفت و با توهمی که ناشی از خواب آلودگی دوساله بعد از حماسه نهم دی ماه بود ، بارها از حق پایمال شده مردم سخن گفت . او که همچون احمد توکلی انگار فقط از در انتقاد وارد شده اند و چشمهایشان را بر  همه کس و همه چیز بسته اند در طول سخنان 45 دقیقه ای خویش چون پروفسوری که بر همه امور واقف است ساختار مجلس خبرگان و دیگر نهادهای حکومتی را دقیقا بر خلاف سفارشات امام علی (ع) دانست و با خواندن چندین باره جملاتی از امام علی (ع) ، خواستار توجه حکومت به مردم و رعایت حقوق آنان شد . عماد افروغ که دیری است به عنوان منتقد در رسانه ها فعالیت دارد همچنین با بیان اینکه تنها یک رهبر نمی تواند کشور را اداره کند از نقش آفرینی همه مردم در اداره حکومت سخن گفت و بیان داشت حتی حاکمان هم نمی توانند و حق ندارند به مردم اجازه انتقاد ندهند و مردم خود باید در این مسیر نقش آفرینی بیشتری داشته باشند و متاسفانه اکنون این اتفاق در جامعه رخ نمی دهد . وی که گویی همسو با رسانه های بیگانه در چند روز اخیر سخن می گفت با بیان اینکه از دل حکومتهای علوی حکومت اموی به وجود آمد بیان داشت نباید حاکمان ما کاری انجام دهند که آن اتفاق اینجا هم بیفتد و معتقدم که به آن سو پیش می رویم . عماد افروغ قصد خویش از این اهانت آشکار به ائمه اطهار را نیز تا پایان سخن مشخص نکرد و معین نکرد در کدام کشور به این نتایج گرانبها و این تفکرات گهر بار دست یافته است .وی با تحریک حوزه های علمیه مبنی بر انتقاد صریح از رهبری با ذکر نام آقای خامنه ای با کمترین احترام ، خواستار بازگشت حوزه های علمیه به جایگاه قبل از انقلاب خویش و تاثیر گذاری در روند حکومت شد و همچنین خواستار مشارکت دادن عالمان و مراجع و متخصصان در امور کشور شد که احتمالا منظور خود ایشان و هم فکرانش بوده اند . 

شاید بهتر باشد جملاتی  از این مصاحبه را که توسط خبر آنلاین با تغییر و تلطیف در آن سایت منعکس شده است ذیلا بخوانید : 

زمانی که در مجلس هفتم شرط لیسانس برای نامزدی مجلس گذاشته شد بنده از مخالفان آن بودم. وقتی فورمالیزم را اصالت می دهیم صحیح نیست. مگر مدارک لیسانس و فوق لیسانس ما چه کاری می توانند بکنند و چه ویژگی دارند؟ 

•در مورد خبرگان که بحثی کارشناسی است واقعا این سئوال مفهومی را میخواهم مطرح کنم که فقط فقها خبره هستند؟. فقط حکم شناسی باید ورود داشته باشد و موضوع شناسی اهمیتی ندارد؟ اقتصاد شناس، فیلسوف، جهان شناس و.. نباید حضور داشته باشد؟ 

•گام اول ارائه تئوری صحیحی از انقلاب است و اینکه باید انقلاب اسلامی را در منظومه ای فکری ببینیم. 

•اشتباهی که کرده ایم و هنوز مرتکب می شویم این است که قدرت یعنی قدرت رسمی و از قدرت غیررسمی غافل می شویم. 

•حوزه علمیه ما پیش از انقلاب مستقل بود و منبع خوبی برای بسیج توده ها بود ولی بعد از انقلاب نقش نظارت و نظریه پردازی را با تصدی گری فراموش کرد. 

•هرکسی در معرض نظارت و نقد قرار نگیرد از قاعده مندبودن خارج می شود. 

•نقد فعال و مستمر نداریم. 

•سفت و سخت حمایت می کنم که حکومت باید فقهی باشد چون باید حکومت الهی باشد. نباید مقام مظعم رهبری در قم گلایه بکنند که پشتوانه فقه سیاسی نداریم. 

•فقهای ما باید مطمئن باشند که کشور ما دارد فقهی اداره می شود و ( توضیح وبلاگ سیرت : در اینجا علنا نام آقای خامنه ای را میبرد) سئوال کنند تصمیمی که گرفتید منبعش کجاست. باید اطمینان حاصل شود که کشور فقهی اداره می شود. این یعنی توجه به نیازهای متحول. 

•داریم مکانیزم فعالی را که حکومتی نباشد از دست می دهیم و این شکاف دارد ما را به جایی می رساند که ما فراموش کنیم ما وکیلیم و قیم نیستیم. 

سخنان این به اصطلاح منتقد و کارشناس چنان ذوق زدگی در برخی سایتها  و وبلاگهای ضد انقلاب به وجود آورده است که نتوانستند این خوشحالی را پنهان کنند . مثلا یک وبلاگ نویس ضد انقلاب در وبلاگش نوشته است :

((آقا ببین کار به کجا کشیده که عماد افروغ هم به خامنه ای تیکه میندازه اونم تو تلویزیون و هی از امام علی و امام خمینی مصداق میاره، میگفت اگه قراره ما بشینیم جای علی، باید هم مثل او حکمفرمایی کنیم، میگفت علی میگه من بر مردم حقی دارم و مردم بر من حقی، حق من بر مردم این است که از من اطاعت کنند و حق مردم بر من این که مرا نقد کنند حتی ترکیب مجلس خبرگان رو هم زیر سوال برد که فقط نباید فقیه اونجا باشه بلکه باید اقتصاد دان هم باشه و اینا و تاکیدش همش این بود که جمهوری اسلامی یه رابطه دو طرفه ست. هم مردم باید حکومت رو نقد کنند و هم حکومت مردم رو هدایت کنه. رو این هم تاکید داشت که نباید حکومت حالت قیمی بگیره نسبت به مردم بلکه باید این حس که وکیل مردمه رو داشته باشه. اصلا نمیشه یه نفر بر همه حکومت کنه و از این حرفا...

اما جالب ترین قسمتش
------------------------
یه جا مجری( شهیدی) بهش گفت، با وضعیت آزادی که ما در کشور داریم و سطح نقدی که خیلی گسترده شده( عماد پرید وسط حرفش) گفت: شوخی میکنید آقای شهیدی؟ گفت نه. گفت پس ادخال سرور انجام میدین.
بعد دیگه شهیدی نمیتونست جلو خنده اش رو بگیره، به جان خودم عالی بود.

وضعیت مملکت این شده ها، اکثر کسانی که دسترسی داشتن به اطلاعات آزاد چه اصولگرای مجلس هفتم بوده باشن چه نباشن، دچار از هم گسیختگی شدن. حیف که بادمجان دورقاب چین ها اجازه نمیدن که این قسمت از مردم دیده بشن. ))

 همچنین در قسمت نظرات سایتی ضد انقلاب آمده است :

(( عماد افروغ نهایتا تا بعد انتخابات به زندان میره خیلی بدجوری گفت: "از ایت الله خامنه ای میخوام سوال کنم " نگفت مقام رهبری و این 100% براش گرون تموم میشه و دفاع بسیار زیبایی هم از روشنفکری کرد (البته بیشترش رو از صحبتهای دکتر سروش وام گرفته بود)))

شاید به گفته سردار حاج سعید قاسمی که 99 درصد امکانات هنری و حتی صدا و سیما در اختیار جمعیت 1 درصدی است ، وقت آن رسیده است که ملت پاسخ دندان شکنی به کسانی بدهند که با نام ملت حرف ضد انقلاب و منافقین را به ملت تحویل می دهند . درد دل بسیار است اما باز هم قضاوت با خود ملت ولایت مدار و با اخلاق و فهیم ایران . 

 

 

 

مطالبی باهمین بحث :

تکمیل پروژه حمله مستقیم به رهبری توسط کارشناس نمایان صدا و سیما !

ادبيات‌فاخر افروغ در قبال يك منتقد: هتاك، كاسب، ريشه فتنه، وكيل‌الدوله، كاسب، كركس فتنه!

پارك كدام ملت؟ كدام روشن‌فكر؟

 

 
 
   |    نوشته شده توسط یوسف راد
 
 
 


 
 
   |    نوشته شده توسط یوسف راد
 
 
   چند روز پیش مطلبی در سایتها منتشر شد مبنب بر اینکه رامبد جوان بازیگر و گارگردان سینما و تلویزیون در انتقاد از مسعود ده نمکی گفته است : آقای ده‌نمكی از دید من و خیلی‌های دیگر، این قدر چهره‌ی تكلیف ‌روشنی بود كه فكر می‌كردم اگر این آدم قرار است از موقعیّت خشن سیاسیش تبدیل شود به یك آرتیست و هنرمند، باید از آنهایی كه آزارشان داده عذرخواهی كند.

لینک مطلب 

نگارنده در کامنت زیر این مطلب در سایت عصر ایران مطلبی را گذاشتم که متن کامل آن را ذیلا می خوانید : 

درست است ده نمکی باید عذرخذرخواهی کند از فرزند شهیدی که 30 ساله شده است و هنوز در حسرت روز آخری است که پدر او را در آغوش کشید ، بوسید و وعده داد زود برگردد هر چند پدر به قولش عمل کرد اما بی سر آمد . ده نمکی باید از حزب الله عذرخواهی کند که چرا اینقدر دیر سلاح هنر به دست گرفته است و جا را برای ورود فرزندان شیطان به این عرصه خالی گذاشته است . چرا اینقدر دیر به فکر تصویر کردن یک عمر خون قی کردن جانبازان شیمیایی افتاده است تا آنها همراه با خون قی کردنشان از وجود تفکرات الحادی و دشمن پسند در سینما و مخصوصا تلویزیون خون دل بخورند . چرا اینقدر دیر فرزندان انقلاب به این عرصه وارد شدند که زبان زن بازان و زن پرستانی که آمار فحشاهایشان دست به دست بین مردم رایت می شود اینگونه چاک دهان بگشایند و خون صدها هزار شهید و جانباز را لگد مال کند . آری ده نمکی باید عذر بخواهد از مادری که سالها به یاد فرزندش بشقاب اضافی سر سفره می گذاشت و عاقبت در حسرت دیدار فرزند دق کرد . 

ده نمکی باید از نسل دوم سوم و چهارم و همه نسلهای دیگر عذر بخواهد که چرا اجازه داده است تصویر جنگ با دوربین کسانی نمایش داده شود که جنگ را تنها از تلویزیون خانه شان دیده بودند . چرا اجازه داده است شلنگ تخته های کاباره ای ، سینما را تصاحب کنند تا 20 سال پس از پایان آن حماسه بزرگ که بی تردید در طول تاریخ جهان کم نظیز بوده است یعنی دفاع مقدس ، دهان به یاوه گویی بگشایند و از حماسه سازان آن کارزان بخواهند توبه کرده والا در هنرستانی که به برکت وجود انقلاب اسلامی رشد یافته است وارد شوند . 

ده نمکی باید از ما عذر بخواهد که چرا آنقدر به سکوتش در خصوص سینما و بخصوص سیما ادامه داد تا اکنون فضای این رسانه ها مملو از بازیگران و کارگردانان درجه 4 و 5 و بدتر باشد علی رغم اینکه این دو رسانه زبان انقلاب در دنیا به حساب می آیند . 

آری اگر ده نمکی و دوستان هنرمندش پس از پایان جنگ تحمیلی با تمام قوا وارد صحنه فرهنگ و هنر شده بودند اکنون رامبد جوانها و دیگرانی از این قماش حسرت یک روز دستیاری آنان را داشتند هر چند حالا هم می توان به لطف الهی کاری کرد و طرحی نو در انداخت و وضعیت کاباره ای سینما و سیما را تغییر داد . می توان آه مظلومانه ملتهای منطقه را به تصویر کشید و وحشی گری های بی نظیر فرزندان شیطان در عالم را به برکت هنر متعهد فریاد زد . 

هنوز وقت هست با استفاده از ابزار و نیروهای متعهد سینما و سیما ، این وضعیت نابسامان را سامان داد تا مرهمی باشد بر آه دل دردمندانی که تا کنون انتظار کشیده اند اما جز ابتذال ندیده اند . اکنون وقت مبارزه ای سخت است با جریانات متعدد از معاندان تا نادانان  و این امر جز با ابزار هنر میسر نخواهد شد . 

 
 
   |    نوشته شده توسط یوسف راد
 
 
 

دیر زمانی است جمعه شبها برنامه ای با عنوان ((هفت)) با موضوع بررسی آثار سینمای ایران از شبکه سوم سیما پخش می شود که حاوی بخشهای گوناگون از جمله حضور زنده کارگردانان و بازیگران عرصه سینمای کشور است و متاسفانه در مسیر پخش برنامه بارها و بارها اتفاقاتی رخ داده است که موجب آزردگی طیف عظیمی از ملت ایران می شود اما انگار ریاست سازمان عریض و طویل صدا و سیما و تهیه کنندگان این برنامه گوششان به هیچ انتقادی بدهکار نیست . حال این موضوع را در کنار اتفاقات چند سال اخیر در کشور بگذاریم و خروجی آن را مشاهده کنیم ، همانگونه که پیشتر تذکر داده بودیم ، نشان می دهد ، تمامی سرمایه مادی و معنوی جبهه دشمن و فتنه انگیزان سبز معطوف به این عرصه و اختصاصا به این برنامه شده است . این اتفاق به این دلیل است که فعالان عرصه سینما از آنجا که خود را مورد حمایت ملت می پندارند و فضای رسانه ملی را نیز همسو با خود می بینند به خیال باطل خویش ، حق دارند تفکرات مبتنی بر ایدئولوژی غربی خود  را به نام مردم و در یک برنامه زنده مطرح نموده و نه تنها دولت و مسئولان سینمایی بلکه مدیریت ارشد نظام را نیز به چالش بکشند . هرچند در خصوص عملکرد مدیران سینمایی کشور به ویژه در دولتهای نهم و دهم حرفهای ناگفته و انتقادات بسیاری برزمین مانده است و از جمله این انتقادات سوق دادن فضای سینمایی کشور به سوی طلبکاری از نظام و ملت است اما اینکه پس از فتنه های سال 88 و رو شدن دست دشمنان خارجی و دنباله های داخلی آنان در ضربه زدن به آرمانهای اصولی انقلاب اسلامی ، فضای بزرگترین رسانه تصویری کشور دوباره در اختیار شوالیه های ناتوی فرهنگی قرار بگیرد و زبان امثال موسوی و کروبی از حلقوم  کارگردانان و بازیگران آن هم در برنامه ای زنده گویا شود ، مساله سئوال برانگیز دیگری است . هر چند طی ماههای اخیر این موضوع که فتنه گران عرصه سینمایی و رسانه ای کشور را به جای عرصه سیاسی برگزیده اند ، بارها و بارها توسط بسیاری از صاحبنظران و از جمله نگارنده تذکر داده شده بود اما متاسفانه مدیریت ضعیف و همسو با خواست قلبی اپوزیسیون خارجی و داخلی و لژ فراماسونری همچنان در رسانه ملی ادامه دارد .

در آخرین برنامه سینمایی (( هفت )) که با حضور داوود نژاد کارگردان سینما و به صورت زنده به روی آنتن رفت ، علی رغم آنکه بینندگان انتظار داشتند این برنامه به بررسی آخرین ساخته داوود نژاد ((مرهم)) بپردازد ، در نهایت منجر به آن شد که سخت به ورطه باطل گویی و حمایت علنی از کارگردانان  جریان فتنه و ضد انقلاب افتاد  و بحث غیرکارشناسی حذف سانسور به بهانه آزاد نبودن فضای سینمایی کشور برای ساخت موضوعات دلخواه نیز به راحتی بیان شد  و  منتقد حاضر در برنامه مسعود فراستی نیز که از نیروهای متعهد به انقلاب و نظام است با سکوت و گاها همراهی خویش با داوود نژاد ، جو تاثر انگیزی را به وجود آورد . سخنان داوود نژاد به قدری دیکته شده می نمود که او در پایان در برابر تک جمله مسعود فراستی درخصوص سانسور مجبور به عقب نشینی تاکتیکی شد و بار دیگر جملات اولیه خود را تکرار کرد . داوود نژاد با بیان اینکه بعنوان کارگردان ناراحت است از اینکه همکار او جعفر پناهی به زندان افتاد و آزادی عمل در سینما زیر سئوال رفته است ، بیان کرد سینماگران بین المللی همچون نام برده باید آزاد باشند و برای سینمای کشور در سطح بین المللی اعتبار کسب کنند . این درحالی است که اکثر ساخته های جفر پناهی به صورت غیرقانونی و زیرزمینی در کشور تولید می شود و اکثرا نمایانگر عقب ماندگی ملت ایران و فقر و نداری ملت است . به همین علت او را به همراه عباس کیارستمی می توان بعنوان پیشگامان سینمای فقر ملت ایران در جشنواره های بین المللی دانست . از سوی دیگر جعفر پناهی در آخرین اقدام ضد انقلابی خویش سعی داشت ادعای واهی مهدی کروبی رقیب آرای باطله مبنی بر تجاوز به زندانیان در زندانهای ایران را در زیرزمین خانه اش به فیلم برگرداند که لو رفت و به زندان افتاد . آیا اکنون مشکل سینمای ایران چنین افراد بی غیرت و لاابالی هستند تا به عرصه سینما برگردند و باز هم اتهام افکنی به نظام را مستند سازی کنند . به نظر نگارنده برای اصلاح سیستم رسانه ای و سینمایی کشور همچون انقلاب فرهنگی یک انقلاب رسانه ای لازم است در غیر اینصورت وجود افکار مسموم ، ضد انقلابی و مبتنی بر ابتذال در سینما و رسانه ، آینده مبهمی را مجسم می کند . 

موضوع دیگر پیرامون مسئله سانسور در سینمای ایران است . آیا به راستی مشکل اکنون سینمای ایران موضوع سانسور است ؟ آیا به غیر از صحنه های جنسی چیز دیگری مانده است که کارگردانان سینمای ایران از آن در فیلمهایشان استفاده نکرده یاشند ؟ نکند منظور از برچیدن سانسور علنی شدن ارتباطات نامشروع و بی شمار بازیگران و کارگردانان و عوامل این عرصه بر پرده سینماهاست ؟... و سئوال دیگر اینکه آیا در کشور های دنیا فضا کاملا برای کارگردانان و نویسندگان گشوده است ؟ بد نیست چنین افراد ناآگاه و بی اطلاع نظری به کشور های غربی بیاندازند تا از عمق سانسور در آنها مطلع شوند . برای مثال آیا در کشور های غربی می توان یک سئوال درخصوص هلوکاست مطرح کرد ؟ چه برسد به آنکه در نقد آن فیلمی ساخته شود! آیا در آن کشور ها می توان از پیشرفت ملت ایران حرفی زد ؟ آیا می توان از ملت های تحت ستم قدرتهای استکباری همچون افغانستان ، عراق ، فلسطین ، یمن ، لیبی و ... حرفی به میان آورد ؟ آیا میتوان در خصوص ماهیت وجود رژیم کودک کش و خون ریز و وحشی صهیونیستی فیلم  و یا نظری را اعلام کرد ؟ و هزاران سئوال دیگر .

مطلبی که حیف است به آن نیز اشاره ای نکنیم ، اینکه داوود نژاد در سخنانش بارها به این امر اشاره کرد که باید اجازه داده شود تا سینما به حرف دل مردم نزدیک شود و حرف آنان را بزند ، حال باید تشریح شود مردم همان تعداد اندک تماشاگران فیلم داوود نژاد اند یا همانهایی  چند ماه سرمایه و وقت ملت ایران را تلف کردند و با پشتیبانی آمریکا و اسرائیل و اتحاد منافقین و همجنس بازان و بهائیان و ضدانقلاب خیابانهای تهران را به آتش کشیدند و به نتیجه ای هم نرسیدند و سر آخر با حضور میلیونی ملت به سوراخ موش پناه بردند . احتمالا منظور کارگردان فیلم مرهم از مردم آنهایی نیستند که به دیدن اخراجیهای 3 رفته اند والا تماشاکران اندک فیلم خود را جای ملت جا نمی زد .     

در پایان به نظر نگارنده وقت آن رسیده است از سویی این نوع کارگردانان به فطرت خویش بازگردند و با تجدید نظر در خوی ابتذال خواهی خویش ، راه خود را از خواسته های دولتهای استکباری و معاند با نظام اسلامی و انقلاب ملت ایران ، جدا کنند و از سوی دیگر مسئولان سینمایی و رسانه ای کشور نیز این عرصه بزرگ را از وجود افراد منحرف و فتنه گر پاک نمایند در غیر اینصورت باید منتظر تسویه حساب ملت با خود باشند .      

 

 
 
   |    نوشته شده توسط یوسف راد
 
 
 


دیروز خبری بین حزب الله رد و بدل شد مبنی براینکه رئیس جمهور پس از 11 روز غیبت وقتی برای اولین بار بعد از حکم حکومتی مقام معظم رهبری آقای مصلحی وزیر محترم اطلاعات را در جلسه هیئت دولت دید از ورود به جلسه خودداری کرد و وقتی آقای مصلحی متوجه این امر شد خود از حضور در جلسه منصرف شد و از آنجا خارج شد و پس از این امر آقای احمدی نژاد وارد جلسه شد و جلسه آغاز شد . نمی دانم صحت این خبر تا چه اندازه است هر چند در تصاویر رسانه ملی از جلسه دیروز هیئت دولت هم آقای مصلحی دیده نمی شد اما مثل اینکه آقای رئیس جمهور هنوز حساب کار دستش نیامده است و گویی به خیال خود حزب الله بخاطر گوهر وجود ایشان آراء خود را به پایش ریخته اند ، زهی خیال باطل . متاسفانه تاکنون نصیحت هیچیک از دوستان و حتی خانواده ایشان هم موثر واقع نشده است  و وی به تاخت از ولایت دور می شود و بر زبان لق لقه ی تبعیت از ولایت فقیه دارد . گویی همه عالم و آدم مشایی و امثال مشایی را نمی شناسند و وی در وجود این نوکر بی چون و چرای قدرتهای خارجی ، گوهری ناب می بیند و همه صلحای امت اسلام و دلسوزان و طرفداران واقعی خود را به یک عشوه مشایی می فروشد . حال برخلاف میل باطنی خویش باید به زبان دیگری با این فرد سخن گفت . اول اینکه مقام معظم رهبری تاکنون به صراحت نظرات خود را در خصوص مسائل داخلی و خارجی بیان داشته اند و کرارا به همگان توصیه کرده اند که فقط با توجه به آنچه ایشان رسما اعلام می کنند موضع گیری نمایند و به شایعات توجه نکنند از این رو سئوالاتی که در ذهن اکثر علاقمندان به احمدی نژاد بی پاسخ مانده است ذیلا می آید امید است که وی تا دیر نشده از .... پیاده شود و پاسخ این سئوالات را در وجدان خودش جستجو کند باشد که از جادوی مشایی خارج شده و آغوش امن ملت و رهبری باز گردد :

1-      هنوز پس از گذشت مدتی طولانی ، امت حزب الله پاسخ این سئوال را دریافت نکرده است که چرا با وجود دستور کتبی ولایت مطلقه فقیه مبنی بر ملغی شدن حکم معاون اولی اسفندیار ، رئیس جمهور هشت روز هیچ اقدامی نکرده است و متاسفانه پس از انصراف اسفندیار از پذیرفتن این سمت ، با بی احترامی نامه ای تنظمی کرده و فقط برمیبنا قانون فلان و فلان انصراف سرکرده جریان نفوذی را به استحضار رهبری معظم رسانده است ؟

2-      چرا دولت دهم و نهم که داعیه حرکت بر پایه اصول اساسی اسلام و انقلاب را دارد اینگونه با رویکرد بی بندو باری فرهنگی خو گرفته است به گونه ای که اکنون جامعه از ناهنجارهایی همچون بدحجابی به شدت رنج می برد و امور فرهنگی و سینمایی به ابتذال کشیده شده است و واقعیت اختصاص بودجه های فرهنگی در سفرهای استانی چیست ؟ آیا این بودجه ها برای فرهنگ ملت خرج می شود . که متاسفانه باید گفت شواهد این موضوع را کاملا رد می کند .

3-      رئیس جمهور پس از حکم حکومتی رهبر انقلاب ، 11 روز به حالت قهر صحنه سیاسی کشور را ترک کرد و کنج عزلت گزید و زبان جونفکر را برای خود برگزید و هیچ نگفت اما با کمال تعجب پس آنهمه رایزنی و... پس از 11 روز با استقبال رسمی و تشریفات بی معنی به ریاست جمهوری قدم گذاشت  و در سخنانی بی رمق و بی تاثیر دم از پیروی از ولایت فقیه زد و از دشمنی با اسرائیل گفت بدون آنکه به اشتباه خویش در قهر با رهبر و ملت اعتراف کند و عذر بخواهد . این رفتار رئیس جمهور قابل پیش بینی بود زیرا اگر اکنون صحنه سیاسی کشور را ترک می کرد اسفندیار و  جریان نفوذی منحرف هیچ شانسی برای انتخابات مجلس و ... نداشتند و با توجه به هزینه ای که از جیب بیت المال صرف کرده بودند نمی توانستند بهره برداری لازم از این جریان را بکنند و این موضوع عاملی شد تا احمدی نژاد را به هیئت دولت بکشانند . اما این سخن و نارضایتی را باید به گوش رئیس جمهوری که با توجه به حمایتهای رهبری از سخنان و مواضعش مورد حمایت ملت قرار گرفته است رساند و آن اینکه رهبر معظم انقلاب پس از مشخص شدن نتیجه انتخابات ، انتخاب ملت را تنفیذ می کند  اما در حکم حکومتی تشخیص خود را امر و ابلاغ می کند بنابراین اکنون ما حکم حکومتی را از تنفیذ رای خود به شما بیشتر قبول داریم و اگر همین حالا جنابعالی و مصلحی کاندیدای انتخابات شوید بدون تردید امت حزب الله ، مصلحی را برمیگزیند . پس همین مقدار آبرو و اعتباری را که از برکت وجود مقام عظمای ولایت دارید حفظ کنید و مشایی و دار و دسته اش را از کنارتان برانید و بدانید  تاریخ ثابت کرده است کسانی همچون آیت الله مصباح ، آیت الله صدیقی ، آیت الله علم الهدی و دیگر بزرگان در راه انقلاب ثابت قدم بوده اند و پیرو راه ولایت هستند و اگر اظهار نظری می کنند برخواسته از روح اسلام و اعتقادات ملت ایران است نه مکتب ایرانی . مطمئنا اگر نیاز باشد ملت مثل همیشه کار را تمام خواهد کرد .   

 
 
   |    نوشته شده توسط یوسف راد
 
 
 

از کودکی این جمله را همه مان به یادگار داریم . پس از نمازها و عبادتهایمان . در پایان راهپیمایی ها و تجمع هایمان . که خدایا ظهور حجتت را نزدیک تر بفرما . به بیان دیگر همین جمله ای که این روزها به کرات متن عربی اش روح بخش محافل و مجالسمان و خلوت و جلوت مان شده است (( اللهم عجل لولیک الفرج )) . به راستی آیا آرزوی همه ما نبود که تحقق وعده های الهی را به وضوح ببینیم و خاک پای یاران خاص حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه) باشیم ، جان نثاری کنیم و شهادت را در آغوش کشیم ؟ بی تردید وعده های الهی تخلف ناپذیر است و صدق آن بر احوال کنونی جهان نیز نکته ایست که از نگاه تیزبین علما و بصیرتمندان دور نمانده است . رخدادهای اخیر در خاورمیانه که مطئنا در آینده ای نزدیک جوامع غربی را نیز بیش از این به  چالشی بزرگ خواهد کشید ، همان وعده ای است که خداوند آن را به مستضفان عالم هدیه داده است و زمینه ایست برای حضور حجت حق و آخرین باقی مانده از صلاله انبیاء و اولیاء الهی ، و آغاز حکومت صالحان بر عالم . اکنون در عصر آخرالزمان ، به مصداق روایت حضرت صاحب الامر (عج) که میفرمایند : (( در زمان غیبت به فقیهان امت مراجعه کنید)) ، ایران اسلامی تحت زعامت فقیهان و عالمان ، در مسیر بدل شدن به یک قدرت جهانی قرار گرفته است که این مهم بدون اذن و یاری حضرت حق و حضور ملت بزرگ ایران و رهبری قدرتمندانه و عالمانه مقام معظم رهبری امکان پذیر نبوده و نخواهد بود .

به یاد بیاوریم روزهایی را که کشورهای استکباری ، با بهانه تراشیهای بی وقفه و بی دلیل خویش ، تلاش فراوانی کردند تا ملت ایران را به چالش بکشند . روزهایی را که رهبر معظم انقلاب با هدایتهای خویش ، ملت را به ابعاد گسترده نقشه های شوم استکبار و فتنه گران آشنا کردند . تا آنکه تمامی فتنه انگیزیها و شرارتهای آنان به یکباره برسر خود آنها فرو ریخت و بیداری جهان اسلام را منجر شد . بی شک با این توصیف نقش محوری جمهوری اسلامی در طراحی آینده جهان اسلام نباید مورد بی مهری قرار گیرد و نباید گذاشت اندک تحلیل گران نفوذ کرده در دل جبهه اسلام این حرکات را به آمریکا و حامیانش نسب دهند و به این بهانه اتفاقاتی ا رقم بزنند که موجب کدورت ملت ایران و استفاده دشمنان قسم خورده آنان را فراهم آورد . کما اینکه شادی حامیان حکومت های مستبد منطقه را از اظهارات و مواضع برخی مسئولان می توان به چشم دید .

به راستی حفظ انقلاب از خود آن مهم تر است زیرا در مسیر حرکت نظام اسلامی، طوفانها و فتنه هایی بروز می کند که به دلیل عدم آگاهی نسبت به آن ، بیشترین بهره برداری توسط دشمنان نظام از آن می شود و تنها مرجعی که توانسته است جلوی انحراف انقلاب را در این 32 سال بگیرد، جایگاه الهی ولایت فقیه در سیستم حکومتی ایران است . فلذا هیچ دلیلی نمی تواند مجوز عدم تبعیت از توصیه ها و رهنمودهای مقام عظمای ولایت را صادر کند زیرا از اصول انتظار حضرت حجت (عج) طی مسیر در صراط ولایت و رهبری است .

با نگاشته های پیشین ، برای نگارنده جای سئوال است چرا کسانی که روزی بعنوان مرد نبرد جبهه اسلام و با تبعیت از ولایت مطلقه فقیه پا به عرصه خدمت به ملت بزرگ ایران نهاده اند ، اکنون به دلایل ناصحیح و مردود کنج عزلت می گزینند و برخی اخبار محرمانه در سطح وسیعی در جامعه منتشر می شود  که مایه سرخوردگی و ناراحتی آحاد ملت گردد . به راستی آیا آروزی چند ده ساله زندگی مان را فراموش کرده ایم . اللهم عجل لولیک الفرج

مطلب دیگر آغاز اصلاحات بزرگ اقتصادی در کشور است که به برکت روح انقلابی دولتهای نهم و دهم ، جامه اجرایی بر تن گرفته و آرام آرام می رود تا به سالها بی عدالتی و بی نظمی در امور اقتصادی کشور پایان دهد . همچنان که مقام معظم رهبری در ابتدای سال 90 ، رویکرد عمومی را به جهاد اقتصادی معطوف کردند و خواستار جهش اقتصادی کشور شدند . با شواهد موجود دشمنان و فتنه گران نیز تمامی برنامه ریزیهای خود را بر مبنای ایجاد مشکلات اقتصادی در کشور و بهره برداری از تبعات آن ژایه ریزی کرده اند . از این رو جا دارد همه مسئولان و آحاد ملت به توطئه های دشمنان نظام آگاه باشند و در شرایط حساس کنونی ، سنگ بنای برخی اختلافات بی دلیل را نگذارند .

در پایان یادآوری این نکته نیز ضروری به نظر می رسد کما اینکه اکثر ملت بصیر ایران به این امر واقف و آگاهند که متاسفانه برخی افراد بی تدبیر و کم سواد با بهره گیری از انواع روشها، حول ریاست محترم جمهوری را گرفته اند و با ابراز عقاید مخدوش و انحرافی خویش و دست بردن در احکام و خالی کردن پای مسئولان خدوم و انقلابی و هزاران شیطنت دیگر ، سعی در اجرای توطئه آمریکایی صهیونیستی برای به زمین زدن شخص محبوب دکتر احمدی نژاد و در نهایت کاهش محبوبیت مقام عظمای ولایت دارند که مطمئنا در این مسیر موفق نخواهند بود اما شایسته است ریاست محترم جمهوری به خواسته اکثریت طرفداران خویش احترام بگذارد و افراد منحرف و معلوم الحال را از خود براند تا به فرموده مقام معظم رهبری موجب دلخوردی طرفدارانش و بخصوص شخص رهبری نگردد .

 

 
 
   |    نوشته شده توسط یوسف راد
 
 
 


عید آمد با همه سر و صداهایش ، و با همه شیرینی ها و تلخی هایش . عید آمد با آواری از فیلمها و سریالهایش ، وبا انبوهی از هزینه ها و نو شدن هایش . عید امسال را شاید بتوان شبیه ترین عید به عید سال 58 ملت ایران دانست . سالی که ملت با انقلاب خویش بساط ظلم و استبداد را برچیدند و حضرت روح الله (ره) را همچون گوهری در آغوش کشیدند . امسال نیز جهان اسلام رنگ خون داشت و بوی آزادی . عید امسال سرشار بود از فرار و ذلت دیکتاتورها و اربابان مستکبرشان.

از قدیم گفته اند سالی که نکوست از بهارش پیداست و پیدا بود نیکویی این سال از پیام مقام معظم رهبری که همگان را به جهاد اقتصادی توصیه کردند و عید را که با کشتار مردم منطقه همراه بود عیدی بدون لذت بیان فرمودند.

در این عید اتفاقات دیگری هم افتاد که چندان خوش آیند نبود ، از ساخت سریالهای بسیار ضعیف تا نمایش فیلمهای شیطان پرستی و پوچ گرایانه در سیمای ملی  . از سخنان برخی مسئولان در تقدیس نوروز تا برگزاری جشن جهانی نوروز در میان به خاک و خون کشیده شدن ملتهای منطقه .

به هر حال نوروز است و بی دلیل 13 روز همه جا تعطیل است و کنتور از روی برخی چیزها برداشته می شود  که یکی از آنها سیمای ملی است . صدا و سیما که طبق سیاست سالانه اش برای اوقات فراقت یکساله ملت برنامه ای ندارد ، حجم وسیعی از فیلمها و سریالهای قوی و ضعیف و متوسط و آموزنده و غیر آموزنده را همچون بمبهای خوشه ای فرو می ریزد و بینندگان را دچار مشکلات عدیده میکند . حالا که سالهاست تمسخر لهجه ترکی ممنوع شده است سیما هم به تمسخر لهجه های دیگر روی آورده و مازندران را بیش از پیش مورد عنایت قرار میدهد . سریالهایی هم با مضمون نکوهش پدرها و مادرها در تایید عشق و عاشقی فرزندان و زندگی رمانتیک آنان به افکار عمومی عرضه می شود و صراحتا دو زن داری در سریالهای سیما تبلیغ می شود. از تمامی این قضایا گذشته پخش فیلمهای سینمایی هر چند گوشه ای از انتظار جامعه برای دیدن فیلمهای روز سینما را برآورده می کند اما متاسفانه نمایش برخی آثار نه چندان مطرح سینما با مضمون شیطان پرستی و جادوگری ، ذهن مخاطبان و به ویژه مخاطب نوجوان و جوان را مورد حملات مخرب خود قرار میدهد . همینطور پخش برنامه های مناسبتی با اجرای برخی مجریان بدسابقه که با بی ادبی های فراوان و بی اخلاقی های نابجا همراه است نیز روح هر بیننده ای را می آزارد .

تذکر این مطلب ضروری به نظر می رسد که پس از فتنه 88 و برچیده شدن بساط کودتاگران از سطح جامعه ، اکنون فتنه گران برای گسترش فتنه به روشهای دیگری روی آورده اند که از اصلی ترین این روشها بهره گیری از ساختارهای موجد رسانه ای کشور بخصوص صدا و سیما است . برای نمونه می توان به یکی از سریالهای نوروزی اشاره کرد که م.ت نویسندگی و بازیگری آن را برعهده داشته است . م.ت از حامیان سرسخت جریان سبز و از اپوزیسیون های منحرفی از که اتفاقا بیاناتی هم در این زمینه از وی منتشر شده است . این رویه در به جد در تمام رسانه ها در حال پیگیری است که با تاسف فراوان در جشنواره فیلم فجر سال گذشته نیز شاهد اوج اهنتها و خیانتها به آرمانهای امام راحل و شهدا و خواست آحاد ملت ایران بودیم آنجا که از یک اپوزیسیون داخلی به عنوان کارگردان ، تقدیر ویژه می شود و فیلمی با داستانی ضد ایرانی و ضد انقلابی به عنوان فیلم برتر جشنواره انتخاب می شود ، گویی که تنها چیزی که در تصمیم گیری پیرامون یک فیلم اهمیت ندارد ، داستان و موضوع آن است. چرا که با توجه به اهداف انقلاب اسلامی و خواست ملت ، فیلمهایی که برضد منافع نظام با هدف تخریب چهره حکومت در جهان خارج ساخته می شود نباید حق شرکت در جشنواره های داخلی را داشته باشد با کمال تعجب جایزه هم بگیرند . شاید مسئولان باید به کارگردانان چنین فیلمهایی که مصافحه با زنان در جشنواره های خارجی را علنی کرده اند ، اجازه دهند همان خرس و خوکهای خارجی را دریافت کنند و از حضور چنین فیلمهایی در جشنواره های داخلی جلوگیری شود هر چند تفکر التقاتی حاکم بر امور فرهنگی کشور اکنون به نقطه خطرناک خویش نزدیک تر می شود .

از منظری دیگر در بهبهه قیامهای خونین منطقه ، از آغاز سال جدید حجم وسیعی از بیانات گهربار برخی مسئولان که بازهم مشخص بود از کجا آب می خورد به افکار عمومی عرضه شد که حاکی از تقدیس نوروز بود . هرچند نوروز به خاطر تحکیم ارتباط و صله ارحام و آداب نیکوی دیگر مورد تایید معصومین قرار گرفته است و فصل نو شدن و صلح دوستی است اما کدام تفکر انحرافی سعی در جایگزینی نوروز با اسلام و مکتب ایرانی با مکتب اسلامی دارد ؟ مطئنا همان تفکر انحرافی که پاشاه خائن اردن را برای سفر به ایران دعوت می کند و در اوج قیامهای ملتهای منطقه برضد همین دیکتاتورها ، خبر تایید دعوت از این پادشاه صهیونیستی را نیز روی تلکس خبرگزاری ها می فرستد .

جای تاسف است که سال نو را باید با چنین درد دلهایی آغاز کنیم اما چه کنیم که نصیحت دوستانه ملت تاکنون کارساز نشده است و برخی در مرداب اطرافیانشان در حال غرق شدن هستند .

 
 
   |    نوشته شده توسط یوسف راد
 
 
     
 

pctfx3.3

مجله اینترنتی رسانه

Digital Classic Float Template

Interactive CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Professional Web Site Design Center Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

اطلاعات مربوط به گروه طراحي چندرسانه اي: Web Development Department - Multimedia Design Group , بخش توسعه وب - گروه طراحي چند رسانه اي Web Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي وب - گروه طراحي چند رسانه اي Multimedia Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي چند رسانه اي - گروه طراحي چند رسانه اي Blog - Multimedia Design Group , وبلاگ - گروه طراحي چند رسانه اي

اطلاعات مربوط به تكنوراتي: pictofxt Farsi Blog میزبانی وب

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور