
پيرو مطلب وبلاگ دوست گرامي حامد طالبي با عنوان جنبش وبلگ نويسي سالگرد حماسه سوم تير نظراتم پيرامون سئوالات مطرح شده را ارائه مي كنم . اميد كه از جانب انصاف خارج نگردم .
1- صفات چه کسی را نزدیکتر به آرمانهایی می دانید که امام امت برای یک مسئول حکومت اسلامی ترسیم کرده بودند؟ رفسنجانی، خاتمی یا دکتر احمدی نژاد؟ تفاوت دستاورهای دولت دکتر احمدی نژاد با دولتهای رفسنجانی و خاتمی چیست؟
ياد جمله مقام معظم رهبري افتادم كه فرمودند : ((انقلاب هم ريزش دارد و هم رويش )) ، حوادثي كه پس از انقلاب رخ داد ( همجون فتنه هاي منافقين ، جنگ تحميلي ، صلح ، رحلت بنيانگذار جمهوري اسلامي (ره) ، ماجراي هسته و ... ) هر چند موجبات خسران فراواني را براي ملت و كشور فراهم آورد اما موجب شد ((ايران)) روز به روز سربلند تر و مقتدرتر جلوه نمايد ، در اين ميان تغييرات و اتفاقات مختلف ثمره بزرگ ديگري هم داشت زيرا موجبات پرده برداري از چهره واقعي برخي انقلابيون و مسئولان نيز گرديد . مثلا اگر جنگ اتفاق نمي افتاد شايد بني صدرها در چهره دوست ضربات جبران ناپذيري را بر پيكره انقلاب اسلامي وارد مي آوردند . بنابراين حوادث مختلف ريزش و رويش هاي فراواني را نصيب ملت كرد و برخي روح انقلابي خود را فراموش كردند و براي وجهه يابي خويش ، سياسي كاري و كاغذ بازي را راهكار مناصبي براي آن يافتند . سيستم مريض و خسته اي كه بر ساختار مديريتي كشور چنگ انداخته است و پاكسازي يا اصلاح آن سالها به طول خواهد انجاميد ، ناشي از همان روح سياسي كاري و مردم گريزي دولتهاي پس از صلح است . و اين نشده است مگر با فاصله گيري برخي افراد از راه و مكتب امام (ره) كه همواره بر روحيه عزت طلبي و انقلابي در تمامي عرصه ها تاكيد ورزيده و سيره زندگاني آن حضرت مملو از اين روح انقلابي و نوآورانه است .
دكتر احمدي نژاد از اين منظر و به دور از افراطي گري در جانبداري از ايشان ، تنها شخصي است كه پس از حدود 30 سال از انقلاب اسلامي و حدود 20 سال از صلح ، توانسته است همان اعتقادات و آرمانهاي امام (ره) و مقام معظم رهبري را با همان روح انقلابي و مبتني بر اسلام گستري جهاني ، بيان دارد و به نظر مي رسد در انتقال يا به اصطلاح صدور انقلاب به دنيا نقش بزرگي را ايفا كرده است .
2- به نظر شما چرا محمد خاتمی و رفسنجانی به سفرهای استانی منظم و جامع و در حقیقت به عمق محرومیتهای ایران نمی رفتند؟
اين پرسش نيز با پاسخ سئوال قبل مشخص مي گردد. آنها كه زمان جنگ سياست بازي و تضعيف را سرلوحه كار خويش ساخته بودند و هنگام خطر ملت را فراموش كرده و به پناهگاههاي امن گريخته بوده اند ، آرام آرام در دولتهاي پس از صلح رخنه كرده و با مدرك سازي و سابقه نگاري براي خويش به پستهاي كليدي دست يافتند و راه مديريت انقلابي را به بيراهه كشانيدند كه بيشترين فاصله طبقاتي و ناعادله تقسيم شدن بيت المال در همين زمانها گسترش يافت . از اين رو مشاوره هاي نادرست و روح تجمل گرايي در مسئولان پس از صلح ، علي رغم تاكيدات امام راحل بر ساده زيستي مسئولان ، موجب گرديد قشر فرو دست جامعه نااميدانه شاهد خرد شدن شانه هايشان زير بار سنگين توسعه اقتصادي و در ادامه آن توسعه سياسي باشند و فريادرسي را جز مقام معظم رهبري نبينند.
موضوع ديگر روحيه در رئيس جمهور نامبرده شده بود كه همواره شان خود را بالاتر از مردم دانسته و مردم را فرودست خويش پنداشته اند و اين موجب دوري روز افزون آنان از ملت گرديد .
۳- علت هجمه های ناجوانمردانه برخی دوست نماهای اصولگرا و ائتلاف ضددولت این اصولگرانماها با دوم خردادیها - که روزی دشمن یکدیگر بودند- چیست؟
برخي از كساني كه به نحوي خود را در پيروزي دكتر احمدي نژاد در انتخابات نهم موثر مي دانستند و عقايد ايشان را به عقايد خويش نزديك مي ديدند گمان بردند اول كساني كه بايد در شعاع مسئوليت كشور قرا گيرند خودشانن و داعيه سهم خواهي از گوشه و كنار بلند شد . هر چند در گزينش برخي مسئولان در دولت نهم جاي سخن و نقد باقي است اما همين اصل كه مناسبات گذشته براي انتخاب مسئولان كنار گذاشته شد و تخصص و تعهد لازمه اصلي انخابها قرار گرفت ، موجب گرديد اين دوستان موقعيت خواه ، ناگاه خود را همسطح و گاه پايين تر از گزينه هاي دولت نهم احساس كردند . از اين رو با تباني با روزنامه ها و سايتهاي اينترنتي تمامي ابزار خويش را براي تقبيح و تضعيف اقدامات دولت نهم بكار گرفتند كما اين كه دشمنان ايران و دوستان داخليشان (دوم خردادي ها و ...) نيز با قدرت فراوان مشغول به تحريم و تهمت به ايران هستند. و به فرموده اخير مقام معظم رهبري در ديدار با مديحه سرايان ، اين امر فقط مي تواند از روي حب جاه و هوا و هس دنيايي باشد و اگر كسي اختلاف انگيزي مي كند و مي گويد من دارم اصلاح مي كنم باور نكنيد زيرا اين كار كار شيطاني است .
۴- دکتر احمدی نژاد نزد چه گروهی محبوب و نزد چه کسانی منفور است؟ چه کسانی از زمین خوردن ایشان خوشحال می شوند؟
شما مي توانيد بز دل و ترسو باشيد ، مي توانيد زلت طلب و عزت گريز باشيد ، مي توانيد چشمهايتان را به روي واقعيات ببنديد آنگاه منفورترين و قبيح ترين فرد برايتان احمدي نژاد است و اين هم براي دوستانش و هم براي خودش باعث افتخار خواهد بود ، زيرا گفتمان انقلاب اسلامي ، روح شهادت طلبي و عزتخواهي از اصلي ترين ويژگيهاي ايشان است و همانگونه كه مقام معظم رهبري بارها تاكيد كرده اند اين دولت انصافا زحمت مي كشد و كار مي كند .
مطلب ديگري كه بايد بر آن تاكيد شود ، دشمنان مجازي است كه برخي دولتمردان براي دولت تصوير كرده اند. دوباره بايد تاكيد شود كساني كه دلسوزانه و عادلانه عملكرد دولت و شخص رئيس جمهور را نقد مي كنند نه تنها دشمنان دولت نيستند بلكه به دليل مشاهدات نقص هايي در سيستم ، وضيفه شرعي و اخلاقي خويش مي دانند در جهت اصلاح آن در وبلاگها و روزنامه هايي به انعكاس نظراتشان بپردازند . پس مي توان نتيجه گرفت دوستان واقعي دولت آنهايي نيستند كه فقط و يكجانبه از آن دفاع مي كنند بلكه دوستان واقعي دولت به مصداق حديث (( المومن مرئات المومن : مومن آيينه مومن است )) كساني هستند كه با اعتراف به عملكرد مثبت دولت ، كاستيها را با نقد عادلانه اصلاح مي كنند.
۵- علت محبوبیت محمود احمدی نژاد در دنیا و زنده شدن نام امام و انقلاب در میان ملتهای آزاده دنیا چیست؟
همه راههايي را كه اكنون برخي جوانان به نام مدرنيته و پيشرفت اما بر خلاف آن به سوي ابتذال و مدگرايي طي مي كنند ، دنياي غرب سالها پيش آن را پيموده و در بن بستي فرو افتاده كه اكنون چاره آن را جز گرايش به معنويت نمي بيند . اكنون دنيا تشنه معنويت و عدالت است و وقتي رئيس جمهوري كه در بايكوت و تحريف شديد خبري دنياي رسانه ها قرار دارد شجاعانه از معنويت و عدالت سخن ميگويد، مطمئنا محبوب دنيا خواهد شد و اي هم از عنايات خداوند متعال به مسئولان (واقعي) و دلسوز نظام مقدس جمهوري اسلامي است .
۶- اگر در انتخابات سوم تیر، دکتر احمدی نژاد رئیس جمهور نمی شد، چه می شد؟ چرا رهبری دولت نهم را اصولگراترین دولت پس از انقلاب دانستند؟
به جرات مي توان گفت هر دولت ديگري روي كار مي آمد مجبور به خم شدن زير بار مناسبات ناصحيح دولتهاي گذشته مي شد و با شناخت از كانديداهاي دوره نهم مي توان گفت دولتي در مسير دولتهاي قبل و به دور از عدالت محوري و مردم مداري شكل مي گرفت ، زيرا در تبليغات انتخاباتي مي شد به روح حاكم بر تفكر كانديداها پي برد .
دكتر احمدي نژاد تنها فردي بود كه در عين ناباوري برخي ، و با تكيه بر شعارهاي محوري انقلاب اسلامي و در عين سادگي در تبليغات توانست دلهاي ملت را به خود جذب كند و سينه به سينه در ميان مردم شناخته شود و اين نيست مگر اصولگرايي واقعي كه به دور از جنجال و افترا و هوچيگري به دنبال گسترش عدالت و توزيع عادلانه سرمايه در كشور باشد .
۷- سوم تیر چه درسهایی به سیاسیون و اقتصادیون و احزاب داد؟
سياسيون دانستند كه مردم ، مي فهمند و سياسي بازي را تشخيص مي دهند و صداقت بزرگترين سرمايه در برابر ملت است ، اقتصاديون دانستند كه عدالت مي بايست محور باشد و شانه هاي خرد شده مردم زير بار بي عدالتي ، روزي به فريادي تبديل مي شود كه صدايش اينگونه خود را به گوش خواهد رساند و احزاب دانستند بينش ملت به حزب و گروه وابسته نيست و مردم در تصميم گيريهايشان واقع بيني را سرلوحه مي كنند.
۸- مهمترین مانع بر سر تحقق اهداف اقتصادی دولت را چه چیز می دانید؟
بهتر بود سئوال مي شد بهترين راهكار براي گذر از موانع اقتصادي چيست ؟ زيرا به نظر مي رسد اقتصاد ايران پر است از موانع شناخته و اكثرا ناشناخته كه مافياي اقتصادي تنها گوشه اي از اين موانع است و بحث در اين خصوص به متخصصان مربوط مي شود .
۹- چرا علیرغم همه تخریبها باز هم مردم به صداقت دکتر احمدی نژاد ایمان دارند و او را از جنس خودشان می دانند؟
مطمئنا حرفي كه از بر آيد بر دل مي نشيند . دولت نهم هرچند با مشكلات عديده داخلي و خارجي مواجه است و برخي تصميمات ناصحيح و برخي دشنيهاي سياسي و اقتصادي موجبات فشار بر مردم را فراهم آورده اما صداقت در گفتار و رفتار و سخت كوشي مجموعه دولت در رفع نيازهاي عمومي موجب شده است اقدامات دولت در پيشگاه مردم مقبول افتد و اميد به عدالت گستري در سطح جامعه گسترش يابد .
۱۰- مهمترین نقاط قوت دولت نهم و زیباترین صفات فردی و مدیریتی دکتر احمدی نژاد را چه چیزهایی می دانید؟ محبوبیت دکتر احمدی نژاد پیش شما کم شده یا زیاد؟ ما چگونه او را یاری کنیم؟
اصلي ترين نقطه قوت دولت نهم روحيه خدمت به مردم است و اين امر با خضوع مثال زدني رئيس جمهور در برابر آحاد ملت چند برابر گشته است .
هر چند به دليل ساده زيستي ، صداقت ، شجاعت و عدالت پويي دكتر احمدي نژاد نمي توان منكر محبوبيتش در دل بود اما برخي تصميمات ايشان و به خصوص ضعف شديد دولت نهم در امور فرهنگي جامعه موجبات دلخوري را نيز فراهم مي آورد . به بيان ديگر تمامي انتقادهايي را كه به دولت نهم باز مي گردد مي توان در عدم توانايي دولت نهم در شناسايي دوستان واقعي اش و بكارگيري از خلاقيت و پتانسيل نسل جوان و پر انرژي كشور خلاصه كرد .
با اين حال دولت نهم را مي توان اصولگراترين و مقتدرترين دولت دانست و براي پيشبرد اهداف انقلابي آن با بيان واقعيات و انعكاس تلاشهاي بي وقفه دولت ، انتقادات سازنده را ولو به ناراحت شدن برخي دوستان ، فرو گذار نكرد .

هر روز بدتر از ديروز . امروز از زمين شكايت مي كنيم و فردا از آسمان . اگر سالي ده بار هم به سفر خارج و مكه و مدينه و كربلا و تايلند و ايتاليا و فرانسه و دبي و ... برويم باز هم وقتي پايمان به ايران رسيد ، از دولت و مجلس و قوه قضائيه و كل مملكت شكايت مي كنيم كه اين چه وضعي است براي ما ساخته ايد . هر روز برق مان قطع مي شود . فشار آب كم شده ، كمي كه سرد شود گاز هم قطع مي شود و قبض گاز را چند برابر دريافت مي كنيد ، هزينه تلفن چقدر بالا رفته ، اين دولت گند زده به هيكل مملكت و ...
وقتش رسيده است به تاريخ نگاه كوتاهي بياندازيم يا حداقل به قرآني كه اين روزها فقط زينت سفره هاي عقد و طاقچه خانه ها شده و اگر مجبور به استخاره شديم تفالي به آن مي زنيم ، نگاهي بياندازيم . تاريخ شاهد خوبي است براي نگاهي جديد به همه اتفاقات اين روزها . از خودمان بپرسيم (( راستي چه شده است كه هر چه مي دويم نمي رسيم؟ چه شده است كه آسمان هم دلش تنگ شده و بر مزارع و شهرهايمان نمي بارد و خشكسالي موجب قطع آب و برق و صدها مشكل ديگر شده است ؟ بر ما چه مي رود كه هر چه پول بدست مي آوريم بركت نمي كند و هر چه مي خواهيم راضي زندگي كنيم ، شاكي تر مي شويم ؟ چرا هر جا نشسته ايم همه شاكيند و اين و آن را متهم مي كنند و حكم صادر مي كنند؟ ))
اين سئوالات جواب بسيار روشني دارد اگر كمي تاريخ و سرنوشت گذشتگان را بنگريم . تاريخ اينگونه پاسخ مي دهد . قوم نوح از چه رو لايق طوفان شدند و به يكباره زمين آنان را در خويش فرو برد ؟ قوم لوط براي چه در زير خروارها خاك مدفون شدند ؟ قوم ثمود و اقوام ديگر از چه رو موجبات خشم خداوند را فراهم آوردند و نابود گشتند؟ جواب همه اين سئوالات تنها يك كلمه است ، (( گناه)) .
حال به جامعه خودمان رجوع كنيم . مردمي كه سالها براي عفت و پاكدامني جنگيدند و نابترين و عارفترين فرزندانشان را تكه پاره به خاك سپردند ، چه شده است كه اكنون راحت طلبي پيشه كرده اند و تمامي ظلمهاي تاريخ بر پيكره ((ايــــــــــران)) را ناديده مي گيرند؟ چگونه است وقتي قدم در خيابان مي گذاري انگار در حمام عمومي بزرگي قدم مي زني كه مسابقه بزرگ بي عفتي در آن جريان دارد ؟ چرا روي بام خانه ها پر از آنتنهاي ماهواره شده است و ما اينقدر بي غيرت جلوي زن و بچه مان مي نشينيم و سكس و رقص تماشا مي كنيم و آنها هم ... ؟ چرا (( ربا )) همچون نقل و نبات از سر و كولمان بالا مي رود ؟ چرا در معاملات جانب انصاف را رعايت نمي كنيم و اجناسمان را با فريب و غش به ديگران به هزينه هاي غير واقع مي فروشيم ؟ چرا در اداراتمان تعهد فراموش شده است و هر كداممان منتظر فرصتي براي سوء استفاده شخصي از بيت المال هستيم ؟ چرا خود ما نسبت به ناموس ديگران حافظ و ساتر نيستيم و هر چه را كه برايمان بلوتوث مي كنند ، بلوتوث مي كنيم و هرچه را كه دانلود مي كنيم ، براي ديگران هم به اشتراك مي گذاريم ؟ چرا نگاه هايمان شيطنت پرور شده است و لذت طلبي چشمهايمان را از اشك خشك كرده است ؟ چرا خمس و زكاتمان را به بهانه آنكه همه اش به جيب آخوندها مي رود ، نمي دهيم و وقت خشكسالي از همين آخوندها (روحانيون) مي خواهيم كه برايمان نماز باران بخوانند؟ چرا مرگ را فراموش كرده ايم و روزي هزاران بار دروغ مي گوييم و غيبت مي كنيم و تهمت مي زنيم تا برج ها بسازيم و ويلاها ذخيره كنيم ؟ چرا به داد مظلوم نمي شتابيم و اگر حقي ديديم در برابر ناحق از آن دفاع نمي كنيم ؟ چرا قرآن ، كلام خداوند متعال ، و سفارشات رسول اكرم (ص) و ائمه هدي (س) را بر زمين نهاده ايم و سخنان دشمنان خدا را حلوا حلوا مي كنيم ؟
همه اين بلايا و سختيها كه شايد در برابر اين همه نافرماني كم هم باشد ، براي متنبه شدن ماست . براي رجوع دوباره مان به معنويت و فطرت .
شايد اين سئوال هم مطرح شود كه چرا دشمنان ما و اكثر دنيا كه اعتقاد راسخي به خداوند و معنويت ندارند دچار مشكلات و عذابها نمي شوند كه در پاسخ باز هم از قرآن كريم و احاديث استنتاج مي شود كه خداوند اقوامي را كه سركشي مي كنند به حال خويش رها مي كند تا زمان معيني كه خود مي داند اما اقوامي را كه راه خداپرستي و توحيد را پيشه كنند با حوادث و كاستيهايي به خود متوجه مي كند و اين شرايط كه اكنون در آن بسر مي بريم هشدار خداوند متعال به بندگان براي رجوع به معنويت و فطرت است .
اگر طالب آسايش دنيا و آخرت باشيم مي بايد همواره به فرودستان از خود بنگريم تا مغرور و متكبر بار نياييم و همه دارايي هاي مادي را فنا شده بدانيم و دارايي هاي معنويمان را بيافزاييم . هر چند در اين ميانه نبايد از انتقاد سازنده و عدالت خواهانه دست برداشت و كاستيها را اصلاح نكرد اما در گفته ها و نوشته هايمان جانب انصاف و خدا گرايي را رعايت و زحمات دلسوزان اين نظام مقدس را بي تقدير و فناشده رها نكنيم .
اين از گناه ماست ، اگر حالمان بد است ...


مطلب آنقدر جالب است که اگر شما هم کمی وقت می گذاشتید و غیر از اخبار تکراری هر روز از آمریکا و عراق و افغانستان و فلسطین به برنامه های تلویزیون هم نگاه می کردید همین جمله ها را می نوشتید . راستش نمی توان بیننده تلویزیون باشی و از زحمات شبانه روزی مسئولان آن تشکر نکنی . بنا براین بر خودم لازم دیدم از تلاشهای بی وقفه رئیس محترم صدا و سیما که بدون توجه به توصیه ها و انتقادات علما و صلحا و عرفا و عقلا و ... مسیری را که از ابتدای تصدی این پست آغاز کرده ادامه می دهد و با حمایت های بی دریغ خویش نهضت های بزرگی را هدایت و به نتیجه می رساند تشکر کنم که از جمله آن نهضت های بزرگ نهضتی است که اکنون در صدا و سیما به اوج خود رسیده و من آن را (( نهضت بزرگ دو زن داری !)) نام می نهم .
در این زمان با اندک توجه به تولیدات صدا و سیما می توان به انبوه فیلمها و داستانها با محوریت این نهضت بزرگ رسید . نهضتی که آهسته آهسته همچون دیگر نهضت های صدا و سیمایی به فرهنگ تبدیل می شود .
جا دارد آحاد ملت عزیز و شهید پرور کشور و مسئولان محترم نظام نیز به نحوی از زحمات این مدیر توانا! تقدیر کنند مدیری که به تنهایی نهضتهای بزرگی را آغاز و آن را در کشور به فرهنگ بدل می کند نهضتهایی همچون ، نهضت به کارگیری زنان زیبا رو که با سرچ کوچکی در اینترنت عکسهای برهنه و نیمه برهنه آنان را می توان یافت در سریالها و ... ، نهضت بزرگ دختران فراری که در دورانی خاص موضوع اکثر ساخته های این سازمان بوده است , نهضت حذف حجاب و مخصوصا چادر از فرهنگ ملت با تیره نمایی شخصیتی چادر پوشان و تبلیغ علنی بی حجابی و بد حجابی ، نهضت تغییر گریم در سیما به آرایش غلیظ ، نهضت قطع ارتباط ملت با جهان خارج با عدم نمایش برنامه ها و فیلمهای روز دنیا به طور محسوس ، نهضت انزوای کارگردانان موفق و صاحب سبک از سیما و جذب معاندان فرهنگی نما در سازمان با ساخته های نازل اما انبوه ، نهضت حذف افکار و راه امام و شهدا با احتکار صدها ساعت فیلم و صدا از آن بزرگواران ، نهضت بزرگ و موفق نهادینه کردن مصرف گرایی و تجمل پرستی با نمایش مکرر مصداقهای تجمل در سریالها و برنامه ها ، نهضت جایگزینی فیلم تلویزیونی های نازل به جای فیلمهای سینمایی حرفه ای و سوق دادن نسل نوگرا و جوان و تحول طلب به استفاده از بازار سیاه فیلمهای حرفه ای و جشنواره ای و اکثرا ماهواره ، نهضت درهای باز در امور مالی که با سپردن مسئولیتها به یقه آخوندیهای دین ستیز موجب سوء استفاده های چند ده میلیاردی از سازمان شده است و چهره اصولگرایان را نیز در جامعه مخدوش میکنند، نهضت نهادینه کردن عشوه توسط زنان در اکثر سریالها ، نهضت کمیت گرایی و کیفیت گریزی و ....
که اگر قصد بر نام بردن همه نهضتها و اقدامات این مدیر باشد ساعتها وقت لازم است. هر چند ایشان حق دارند که در این بازار بی نظارتی و شلوغ سیاسی و غیر سیاسی ، به راحتی افکار عمومی را دور بزنند و به طور مداوم به سفر به این طرف و آنطرف دنیا بروندو با مسئولان داخلی و خارجی جلسه بگیرند و عکسها مختلفی از لبخندها و قهقهه های مصنوعی و مستانه شان در اینترنت پخش کنند و برخلاف اهداف بلند اسلام و رهبر کبیر انقلاب که همانا آگاهی و آمادگی همه جانبه ملت و امت اسلامی و مبارزه با قدرت و مستحکم و همه جانبه در برابر دشمن با هر ابزاری باشد ، را فراموش نمایند.
شاید این تصور در ذهن هر بیننده ای خطور کند که نکند اصلی ترین عامل گرایش نسل حاضر و حتی با تاسف بسیاری از نسل انقلاب به استفاده از ماهواره و شبکه های بروزن مرزی ، کوتاهی مدیران و برنامه سازان صدا و سیما باشد و این تصور هم دور از ذهن نیست که واردات ماهواره که اکنون با پرداخت مبلغ اندکی قابل دسترسی است چگونه به راحتی انجام می گیرد و نکند که همین مدیران در واردات ماهواره فعال باشند و از سویی با کم کاری و عدم برنامه سازی حرفه ای و عدم ارتباط به روز با دنیای خارج سعی در فروش بیشتر آنتن های خود داشته باشند ؟؟!
اگر از واقعیت فراری نباشیم شهر ها و حتی روستاهای کوچک و بزرگ مملو از استفاده از ماهواره شده اند که تغییر ذائقه اجتماعی و فرهنگی مردم را به آسانی در جامعه می توان مشاهده کرد.
از سویی استفاده روز افزون سریالها و فیلمهای به اصطلاح سینمایی سیما از بازیگرانی که فیلمها و عکسهای عریان و نیمه عریانشان در پارتی ها و اماکن مختلف در اینترنت یافت می شود ، موجب شکستن حرمت ملتی می شود که برای ریشه کنی فساد و جلوگیری از تجاوز دشمن به کشور و ناموس خود انقلاب کرده و در هشت سال دفاع مقدس نمونه ترین و بهترین فرزندان خویش را اهدا کرده است .

به راستی مگر نه اینکه سید شهیدان اهل قلم سید مرتضی آوینی (ره) برای ابزار مونتاژ و میز کار خویش حرمت قائل بود و بی وضو پشت آن نمی نشست ، سیدی که در دوران خویش از بهترین مستند سازان و به روز ترین سینمادوستان کشور بوده است . و آیا چند نفر همچون او اکنون در صدا و سیما وجود دارند و چگونه است که سیاست این سازمان اکنون به استفاده از مخالفان تفکر آن سید بزرگوار تکیه زده است ؟
مطلب را ناچارا کوتاه کنم و بحث را بازتر نکنم که آنقدر وسعت دارد و آنقدر ابتذال فراگیر شده است که اصلاح آن عزمی بلند و قاطع را می طلبد و امید است که نمایندگان مجلس هشتم با جدیت به موضوع پیرامونی این سازمان توجه و برای اصلاح ساختاری مدیریت در این سازمان پرهزینه و کم بازده چاره ای بیندیشند .


سردار رحیم صفوی فرماندهی سابق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در برنامه (( محرمانه )) که پنج شنبه شب از شبکه سوم سیما پخش شد از اعتقاد قلبی خویش نسبت به واگذاری انقلاب به نسل جوان پرده برداشت و با کمی طفره رفتن به طور رسمی اعلام کرد برای سپردن انقلاب به نسل جوان فعلا زود است .
در بخش پایانی این برنامه مجری جوان با زیرکی تمام درد دل جوانانی را که هنوز منتظر بازی گرفته شدن در معادلات سیاسی اقتصادی فرهنگی و ... هستند را اینگونه بیان داشت که آیا اکنون حاضرید این انقلاب را به دست جوانانی همچون ما بسپارید؟
رحیم صفوی ضمن غافلگیری از این سئوال ابتدا با تفره رفتن از جواب قطعی به این سئوال خندید و بالاخره به اجبار پاسخ داد (( هنوز برای سپردن انقلاب به دست جوانان زود است و باید جوانان خودشان را اثبات کنند ! و...)) .

شاید بی راه نباشد اگر این گفته ها را از عجایب انقلاب تلقی کنیم زیرا هم حضرت امام خمینی (ره) بنیانگذار نظام مقدس جمهوری اسلامی و هم مقام معظم رهبری جانشین به حق آن بزرگوار مکررا از مسئولان خواسته اند تا انقلاب را به جوانان بسپارند و از استعداد آنان در پیشرفت و شکوفایی کشور بهره ببرند . مضافا اینکه مگر اطرافیان حضرت امام (ره) در زمان انقلاب و جنگ چه کسانی بوده اند ؟ مگر نه اینکه ایشان را فرماندهان و رزمندگان و دولتمردانی جوان همچون خورشیدی در بر گرفته بودند؟ مگر همین برادر گرامی جناب رحیم صفوی وقتی به فرماندهی رسیدند چند سال داشته اند و چگونه امام (ره) بی هیچ بهانه ای تمامی امور را به این جوانان سپردند؟
اکنون می توان به وضعیت پیش آمده در ارگانهای مختلف و بخصوص سپاه پاسداران اینگونه نگریست که اعتقاد فرماندهانی همچون صفوی موجب شده است جوانان پاک و متخصص و متدین در حاشیه قرار گرفته و نزول روز افزون سیستم را شاهد باشیم .
جای بسی تاسف است که فرماندهان بزرگ دفاع مقدس بزرگانی همچون سردار باقری و سردار زین الدین را که در عین جوانی مغز متفکر جنگ بوده اند را فراموش کرده اند و اکنون با وجود تاکیدات مقام عظمای ولایت و سوابق انقلاب هنوز در سپردن انقلاب به نسل جوان تردید دارند.

امید است مسئولان با توجه همه جانبه به سیره حضرت امام خمینی (ره) و منویات مقام معظم رهبری با سپردن امور به جوانان نسل حاضر از استعدادهای نهفته آنان جهت نو آوری و شکوفایی بهره ببرند.








